بخش هشتم
از مجموعه اشعار عطار نیشابوری در مصیبت نامه
فهرست اشعار
بخش ۱ - المقالة الثامنه
سالک آمد لوح را رهبر گرفت چون قلم سرگشته لوح از سرگرفت لوح را گفت ای همه ریحان و روح نیست هم تلویح تو در هیچ لوح قابلی آ...
بخش ۲ - الحكایة و التمثیل
گفت چون صحرا همه پربرف گشت رفت ذوالنون در چنان روزی بدشت دید گبری را ز ایمان بی خبر دامنی ارزن درافکنده بسر برف میرفت و ...
بخش ۳ - الحكایة و التمثیل
بود خوش دیوانهٔ در زیر دلق گفت هر چیزی که در وی ماند خلق علتست و من چو هستم دولتی میرسم از عالم بی علتی از ره بی علتیم آ...
بخش ۴ - الحكایة و التمثیل
بود مردی چست خوش خوش نام او حق تعالی کرده نامش دام او گر کسی در جانش آتش میزدی او نرنجیدی و خوش خوش میزدی خانهٔ بودش فرو...
بخش ۵ - الحكایة و التمثیل
آن یکی دیوانه در بغداد شد یک دکان پر شیشه دید او شاد شد برگرفت آنگاه سنگی ده بدست وآن همه شیشه بیک ساعت شکست صدهزاران شی...
بخش ۶ - الحكایة و التمثیل
ناگهی معشوق طوسی را مگر بود بر بازار عطاران گذر آن یکی عطار خوشتر از بهشت غالیه از مشک و عنبر می سرشت غالیه بستد ازو معش...
بخش ۷ - الحكایة و التمثیل
بود مجنونی بدست آئینهٔ چون بکردی جمعه هر آدینهٔ برگشادی پرده از آئینه باز تا چو بیرون آمدی خلق از نماز آینه در روی مردم ...
بخش ۸ - الحكایة و التمثیل
سجدهٔ میکرد ابلیس لعین گفت عیسی در چه کاری این چنین گفت من بیش از همه عمری دراز سجده عادت کرده ام زانگاه باز عادتم گشتست...
بخش ۹ - الحكایة و التمثیل
گفت یک روزی سلیمان کای اله بهر من ابلیس را آور براه تا چو هر دیوی شود فرمانبرم بی پری جفتی نهد سر در برم حق بدو گفتا مشو...