مثنویات پراکنده

از مجموعه اشعار شیخ بهایی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
11
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

گر نبود خنگ مطلی لگام زد بتوان بر قدم خویش گام ور نبود مشربه از زر ناب با دو کف دست، توان خورد آب ور نبود بر سر خوان، آن...

1

شمارهٔ ۲

از سمور و حریر بیزارم باز میل قلندری دارم تکیه بر بستر منقش، بس بر تنم، نقش بوریاست هوس چند باشم مورع‌الخاطر ز استر و اس...

2

شمارهٔ ۳

دلم از قال و قیل گشته ملول ای خوشا خرقه و خوشا کشکول لوحش الله، ز سینه‌جوشی‌ها یاد ایام خرقه‌پوشی‌ها ای خوش ایام شام و م...

3

شمارهٔ ۴

یکدمک با خود آ، ببین چه کسی از که دوری و با که هم نفسی جور کم، به ز لطف کم باشد که نمک بر جراحتم پاشد جور کم، بوی لطف آی...

4

شمارهٔ ۵

دلا تا به کی، از در دوست دوری گرفتار دام سرای غروری؟ نه بر دل تو را، از غم دوست،دردی نه بر چهره از خاک آن کوی، گردی ز گل...

5

شمارهٔ ۶

ای نسیم صبح، خوشبو می‌رسی از کدامین منزل و کو می‌رسی؟ می‌فزاید از تو جانها را طرب تو مگر می‌آیی از ملک عرب؟ تازه گردید ا...

6

شمارهٔ ۷

روح بخشی، ای نسیم صبحدم خود مگر می‌آیی از ملک عجم تازه گردید از تو درد اشتیاق می‌رسی گویا ز اقلیم عراق مردهٔ صد ساله یاب...

7

شمارهٔ ۸

چه خوش بودی اربادهٔ کهنه سال شدی بر من خسته یکدم حلال که خالی کنم سینه را یک زمان ز غمهای پی در پی بی‌کران رود محنت دهر ...

8

شمارهٔ ۹

راه مقصد دور و پای سعی لنگ وقت همچون خاطر ناشاد تنگ جذبه‌ای از عشق باید، بی‌گمان تا شود طی هم زمان و هم مکان روز از دود ...

9

شمارهٔ ۱۰

عادت ما نیست، رنجیدن ز کس ور بیازارد، نگوییمش به کس ور برآرد دود از بنیاد ما آه آتش بار ناید یاد ما ورنه ما شوریدگان در ...

10
1/2