شیر و شکر
از مجموعه اشعار شیخ بهایی
فهرست اشعار
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیم
ای مرکز دایرهٔ امکان وی زبدهٔ عالم کون و مکان تو شاه جواهر ناسوتی خورشید مظاهر لاهوتی تا کی ز علایق جسمانی در چاه طبیعت ...
بخش ۲ - فی المناجات و الالتجاء الی قاضی الحاجات
زین رنج عظیم، خلاصی جو دستی به دعا بردار و بگو یارب، یارب، به کریمی تو به صفات کمال رحیمی تو یارب، به نبی و وصی و بتول ی...
بخش ۳ - فی نصیحة نفس الامارة و تحذیرها من الدنیا الغدارة
ای باد صبا، به پیام کسی چو به شهر خطاکاران برسی بگذر ز محلهٔ مهجوران وز نفس و هوی ز خدا دوران وانگاه بگو به بهائی زار کا...
بخش ۴ - فی ذم من صرف خلاصة عمره فی العلوم الرسمیة المجازیة
ای کرده به علم مجازی خوی نشنیده ز علم حقیقی بوی سرگرم به حکمت یونانی دلسرد ز حکمت ایمانی در علم رسوم گرو مانده نشکسته ز ...
بخش ۵ - فی العلم النافع فی المعاد
ای مانده ز مقصد اصلی دور! آکنده دماغ، ز باد غرور! از علم رسوم چه میجویی؟ اندر طلبش، تا کی پویی؟ تا چند زنی ز ریاضی لاف؟...
بخش ۶ - فی المناجاة و الشوق الی صحبة أصحاب الحال و ارباب الکمال
عشاق جمالک احترقوا فی بحر صفاتک قد غرقوا فی باب نوالک قد وقفوا و بغیر جمالک ما عرفوا نیران الفرقه تحرقهم أمواج الادمع تغ...
بخش ۷ - فی التوبة عن الخطایا و الانابة الی واهب العطایا
ای داده خلاصهٔ عمر به باد وی گشته به لهو و لعب، دلشاد ای مست ز جام هوا و هوس دیگر ز شراب معاصی بس تا چند روی به ره عاطل ...