اشعار عربی
از مجموعه اشعار ابن یمین فریومدی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ١
کالصبح أتانی رسولک فانجلی لیل الهموم و ذاک فال ناطق فعلمت انک لا محاله زایری أبدء رسول الشمس صبح صادق...
شمارهٔ ٢ - ترجمه
همچو صبح آمد رسولت پیش من پس باز شد ظلمت اندیشه ها، زینحال فالی ناطق است پس بدانستم که بیشک نزد من آئی از آنک پیشرو خور...
شمارهٔ ٣ - ایضاً
ثلاث هن فی البطیخ فضل و فی الانسان منقصه و ذله خشونه جلده و الثقل فیه و صفره لونه من غیر عله...
شمارهٔ ۴ - ترجمه
سه وصف آن ستودست در خربزه که در آدمی باشد آن علتی گرانی و دیگر درشتی پوست سیم زردی چهره بیعلتی...
شمارهٔ ۵ - ایضاً
و ان امرء لاقی الهوان بارضه فاصبح عنها راحلا للبیب و ان لم یکن فی الاغتراب فضیله لما قیل للشیء النفیس غریب...
شمارهٔ ۶ - ترجمه
در شهر خویش هرکه مذلت همیکشد گر غربت اختیار کند خوانمش لبیب اینست و بس فضیلت غربت که عاقلان گویند مر نفیس ترین چیز را غر...
شمارهٔ ٧ - ایضاً
یقولون فی البستان للعین لذه و فی الخمر و الماء الذی غیر آسن اذا شئت أن تلقی المحاسن کلها ففی و جه من تهوی جمیع المحاسن...
شمارهٔ ٨ - ترجمه
می در میان سفره و گل بر کنار آب گویند بهر دیده و دل داروئی نکوست باشد نکو ولی همه خوبی و خرمی جمعست اندرو که دلت دوستدار...
شمارهٔ ٩ - ایضاً
لعمرک ما کل الرجاء لصادق و لا کل من یخشی الأمر لواقع اذا کان بین المرء و الشر لیله فما علمه فی الصبح فالله صانع...
شمارهٔ ١٠ - ترجمه
بدوستی که نیاید امیدها همه راست نه هر چه نیز بترسند از آن شود واقع چو در میانه مرد و بلا شبی باشد چه داند او که چه سازد ...