فصل هشتم
از مجموعه اشعار عراقی در عشاقنامه
فهرست اشعار
بخش ۱ - سر آغاز
ای هوای تو مونس جانم مایهٔ درد و اصل درمانم مرغ جان تا بیافت دیدهٔ باز در هوای تو میکند پرواز گفت و گوی تو روز و شب یار...
بخش ۲ - غزل
ای شده چشم جان من به تو باز از تو در دل نیاز و در جان آز شب اندوه من نگردد روز تا نبینم جمال روی تو باز تو ز ما فارغی و ...
بخش ۳ - مثنوی
ای غم تو مجاور دل من وز زمانه غم تو حاصل من تا دلم باد، مبتلای تو باد دایما بستهٔ بلای تو باد دیده را دیدن تو میباید وگ...
بخش ۴ - حکایت
بود صاحبدلی به دانش و هوش در نواحی فارس ترهفروش از قضای خدا و صنع اله میگذشت او به راه خود ناگاه پیش قصری رسید و در نگ...
بخش ۵ - غزل
عاشقی ترک خواب و خور کرده جای خود را ز گریه تر کرده حیرت حسن دوست جانش را از تن خویش بیخبر کرده دایم اندر نماز و روزهٔ ...
بخش ۶ - مثنوی
عاشق بیقرار، از سر درد به ریا مدتی چو طاعت کرد از ریا دور بود اخلاصش برد سوی عبادت خاصش بوی تحقیق از آن مجاز شنود دری ا...