قصاید
از مجموعه اشعار عراقی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱ - در مدح شیخ حمیدالدین احمد واعظ
ای صبا جلوه ده گلستان را با نوا کن هزاردستان را بر کن از خواب چشم نرگس را تا نظاره کند گلستان را دامن غنچه را پر از زر ک...
قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - در مدح شیخ بهاء الدین زکریا ملتانی
لاح صباح الوصال در شموس القراب صاح قماری الطرب دار کئوس الشراب شاهد سرمست من دید مرا در خمار داد ز لعل خودم در عقیق مذاب...
قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - در مدح شیخ عزیزالدین محمد الحاجی
اگر وقت سحر بادی ز کوی یار در جنبد دل بیمار مشتاقان ز هر سو زار در جنبد ور از زلفش صبا بویی به کوی بیدلان آرد ز هر کویی...
قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - فی مدح شیخ صدرالدین
دل تو را دوستتر ز جان دارد جان ز بهر تو در میان دارد گر کند جان به تو نثار مرنج چه کند؟ دسترس همان دارد با غمت زان خوشم...
قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - ایضاله
طرب، ای دل، که نوبهار آمد از صبا بوی زلف یار آمد هان نظاره که گل جمال نمود هین تماشا که نوبهار آمد در رخ او جمال یار ببی...
قصیدهٔ شمارهٔ ۶ - در نعت رسول اکرم (ص)
عاشقان چون بر در دل حلقهٔ سودا زنند آتش سودای جانان در دل شیدا زنند تا به چنگ آرند دردش دل به دست غم دهند ور به دست آید ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مدح بهاء الدین زکریای ملتانی
روشنان آینهٔ دل چو مصفا بینند روی دلدار در آن آینه پیدا بینند از پس آینه دزدیده به رویش نگرند جان فشانند بر او کان رخ زی...
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - ایضاله
یا نسیم خوش بهار وزید یا صبا نافهٔ تتار دمید یا سحر باد بوی جان آورد یا سر زلف یار در جنبید این همه شادی و نشاط و طرب در...
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - ایضاله
یا رب، این بوی خوش ز گلستان آید؟ یا ز باغ ارم و روضهٔ رضوان آید یا صبا بوی سر زلف نگاری آورد یا خود این بوی ز خاک خوش کم...
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - ایضاله
فرستاد دریای فضل و هنر بدین خشک لب بحری از شعر تر روان کرد جویی ز بحر روان که دارد همی ز آب کوثر اثر روانی لفظ روانبخش ا...