مقطعات
از مجموعه اشعار عراقی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
میان یک دله یاران بسی حکایتهاست که آن سخن به زبان قلم نیاید راست چه دانم و چه نمایم؟ چه گویم و چه کنم؟ که جان من ز غم ع...
شمارهٔ ۲
فرزند عزیز، قرةالعین کبیر بادات خدا در همه احوال نصیر بپذیر به یادگار این نسخه ز من میکن نظری درو ولی یاد بگیر میخواست ...
شمارهٔ ۳
به طعنه گفت مرا دوستی که: ای زراق چرا همیشه شکایت کنی ز دست فراق؟ وصال یار نبودت فراق را چه کنی؟ نشان عشق نداری، چه لافی...
شمارهٔ ۴
گرچه بیماری ای نسیم سحر خبر من به مولتان برسان ورچه در خورد نیست خدمت من به بزرگان خردهدان برسان به زبانی که بیدلان گو...
شمارهٔ ۵
دریغا روزگار خوش که من در جنب میمونت بدم با بخت هم کاسه، بدم با کام همزانو رسم گویی در آن حضرت دگرباره من مسکین عسیالای...
شمارهٔ ۶
دریغا روزگار ما و آن ایام در مهرش همی گویم به صد زاری، سر ادبار بر زانو چو یاد آرم من از ایشان به هر ساعت همی گویم: عسی...
شمارهٔ ۷
چو یاد آرم از آن ساعت که خرم طبع بنشستم لبم پر خنده، با یاران و با احباب همزانو بر آرم آه سوز از دل، به صد زاری و پس گوی...
شمارهٔ ۸
راحت دوستان عمادالدین چون که امروز بهترک هستی در کف محنت خودی امروز؟ یا نه از دست رنج وارستی همچو ماهی بر آسمان نشاط یا ...
شمارهٔ ۹ - مثلث
ای رند قلندر کیش، می نوش ز کس مندیش انگار همه کم بیش، زیرا که دل درویش مرهم ننهد بر ریش، از غایت حیرانی در دیر شو و بنشی...