رباعیات
از مجموعه اشعار فرخی سیستانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
بگرستم زار پیش آن کام و هوا گفتا مگری پند همی داد مرا پنداشت مگر کآب نماند فردا نتوان کردن تهی به ساغر دریا...
شمارهٔ ۲
پیوسته همی جفا نمایی تو مرا از برداری مگر تو دیوان جفا آگاهی نیست از وفا هیچ ترا ای جان پدر نه شیر مرغست وفا...
شمارهٔ ۳
گفتم رخ تو بهار خندان منست گفت آن تو نیز باغ و بستان منست گفتم لب شکرین تو آن منست گفت از تو دریغ نیست گرجان منست...
شمارهٔ ۴
این مشک سیه که یار را بالینست پیرایه ماه و زینت پروینست زلف سیهت بلای من چندنیست باز این چه بلای خط مشک آگینست...
شمارهٔ ۵
آن مشک سیه که با سمن پیوسته ست از دیدن او دل جهانی خسته ست یا رب زنخست هم بر آنسان رسته ست یا او به تکلف فراوان بسته ست...
شمارهٔ ۶
دانم که دلم به مهر تو خرسندست اندازه مهر تو ندانم چندست رخسار تو دلگشا و لب دلبندست گفتار خوش تو روح را پیوندست...
شمارهٔ ۷
این کار نگر که از تو امروز مراست بازار بهشتیان چنین باشد راست نی بوسه فروشی تو به نرخی که سزاست نی بوسه خری بدانچه در حک...
شمارهٔ ۸
غم دیدم از آن کس که مرا می باید ببریدم از و تادل من بگشاید نا دیدن او مرا همی بگزاید گرگ آشتیی کنم چه تا پیش آید...
شمارهٔ ۹
پیوسته مرا همی نمایی بیداد وانگاه ز من چشم همی داری داد تو پنداری که با تو من باشم شاد زین دستخوشی منت که آگاهی داد...
شمارهٔ ۱۰
هر روز کمان گوشه تو بگراید رو دلبرکی جو که ترا برباید یا هر که ترا دید ترا سیر آید بس مرغدلی اگر نباشد شاید...