غزلیات
از مجموعه اشعار فصیحی هروی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
برقیم ولی رنجه نسازیم گیا را همت بگماریم که سوزیم صبا را شمعیم و تهیدستی ما بین که درین بزم سامان فروغی نبود شعله ما را...
شمارهٔ ۲
گرفت گریه ما کوه و دشت و صحرا را دگر ز دیده به دل سر دهیم دریا را تو چون به چشم سیه مست بادهپیمایی می کرشمه یوسف کشد زل...
شمارهٔ ۳
برخیز و گوی جلوه مالک رقاب را تا همچو ماه اسیر کند آفتاب را آن چشم مست ساقی آشفتگان بس است در شیشه ریز از قدح امشب شراب ...
شمارهٔ ۴
خدایا روزی این خودپرستان ساز جنت را که دوزخ جنت است آتشپرستان محبت را ز هر کنج دل ما صد مراد مرده برخیزد به محشر در خر...
شمارهٔ ۵
چو آفتاب کند تاب شرم ماه ترا به موج فتنه درآرد خط سیاه ترا به چشم زخم بگریند کشتگان که مباد ز دیده اشک برد لذت نگاه ترا ...
شمارهٔ ۶
سرمه کوری کشیدم دیده تحقیق را تا نبینم در لباس صدق هر زندیق را عاقبت از راه گمراهی برد سوی خودم آن که نپسندید بر من منت ...
شمارهٔ ۷
آن قطرهام که بحر به دور افکند مرا ظلمت ز ننگ بر در نور افکند مرا من خانهزاد دیده دردم چو طفل اشک گرداب غم به موج سرور ...
شمارهٔ ۸
باز عشق آمد که آراید گلستان مرا سازد از خون جگر شاداب بستان مرا باز عشق آمد که از فیض نشاط گریهای چون کنار گل کند پرخند...
شمارهٔ ۹
جنونی کو که سرگردان کنم در دیده طوفان را ز برق کبریای اشک سوزم طور مژگان را گرفتم سرمه از خاک ره نازی که میبینم عیان در...
شمارهٔ ۱۰
بردیم باز بر سر نظاره دیده را کردیم رام دیده نگاه رمیده را بردیم نام دلبر و کردیم بیقرار این خون آرمیده عمری طپیده را س...