رباعیات
از مجموعه اشعار فصیحی هروی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
در دیده مور اگر روم چون عنقا گم سازم از فراخی جا خود را با این تن بالیده و این نشو نما زین سفله سحاب میکشم منتها...
شمارهٔ ۲
با دوست چه کار طالب سودا را با سرمه چه کار چشم نابینا را رنجیده دلم ز عقل بیگانهپرست کو می که به آشنا رساند ما را...
شمارهٔ ۳
دردم که بهار نیست گلزار مرا هجرم که علاج نیست بیمار مرا پیراهن صبرم که ز دست غم دوست چاکی شده سر نوشت هر تار مرا...
شمارهٔ ۴
ای نام تو روح قدس و پیکر لب ما وز نام تو داغ دل کوثر لب ما بی نام تو هر نفس که بربندد بار یارب به سلامت نرسد بر لب ما...
شمارهٔ ۵
عشق آمد و ریخت برق در پیکر ما چون شعله طپد ز سوز دل اخگر ما احباب نخوانند ولی دفتر ما تا سرمه نسازند ز خاکستر ما...
شمارهٔ ۶
از زهر بلا پرست پیمانه ما دورست ز ملک عافیت خانه ما آن خانه خراب بینصیبیم که جغد بگریزد ازین گوشه ویرانه ما...
شمارهٔ ۷
در ناصیهام نقش مرادست غریب در کشور بختم دل شادست غریب چون نامه عافیت نویسم از حزن گویی قلمم در آن سوادست غریب...
شمارهٔ ۸
آن شوخ که عارض از می حسن افروخت هر موی مرا ناله به رنگی آموخت از سوختنم نیست خبردار آری عالم سوزد برق و نداند که چه سوخت...
شمارهٔ ۹
در جام شکایت زبانم خون ریخت دیدم که ز طره تو تابی انگیخت گفتم برمش زود در آتش فکنم آگه شد و در به [در] به نام تو گریخت...
شمارهٔ ۱۰
دلاکی دوش خونم از هر مژه ریخت وز هر مویم ز دار دردی آویخت هر موی که آوازه تیغش بشنید همچو مژه در حظیره دیده گریخت...