گفتار اندر داستان فرود سیاوش

از مجموعه اشعار ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه

0
دسته‌بندی
25
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱

جهانجوی چون شد سرافراز و گرد سپه را بدشمن نشاید سپرد سرشک اندر آید بمژگان ز رشک سرشکی که درمان نداند پزشک کسی کز نژاد بز...

1

بخش ۲

چو خورشید بنمود بالای خویش نشست از بر تند بالای خویش بزیر اندر آورد برج بره چنین تا زمین زرد شد یکسره تبیره برآمد ز درگا...

2

بخش ۳

سپهبد بشد تیز و برگشت شاه سوی کاخ با رستم و با سپاه یکی مجلس آراست با پیلتن رد و موبد و خسرو رای زن فراوان سخن گفت ز افر...

3

بخش ۴

پس آگاهی آمد بنزد فرود که شد روی خورشید تابان کبود ز نعل ستوران وز پای پیل جهان شد بکردار دریای نیل چو بشنید ناکار دیده ...

4

بخش ۵

سواران رسیدند بر تیغ کوه سپاه اندر آمد گروها گروه سپردار با نیزه‌ور سی هزار همه رزمجوی از در کارزار سوار و پیاده بزرین ک...

5

بخش ۶

چو ایرانیان از بر کوهسار بدیدند جای فرود و تخوار برآشفت ازیشان سپهدار طوس فروداشت بر جای پیلان و کوس چنین گفت کز لشکر نا...

6

بخش ۷

چو بهرام برگشت با طوس گفت که با جان پاکت خرد باد جفت بدان کان فرودست فرزند شاه سیاوش که شد کشته بر بی گناه نمود آن نشانی...

7

بخش ۸

وزان پس چنین گفت با سرکشان که ای نامداران گردنکشان یکی نامور خواهم و نامجوی کز ایدر نهد سوی آن ترک روی سرش را ببرد بخنجر...

8

بخش ۹

چنین گفت پس پهلوان با زرسپ که بفروز دل را چو آذرگشسپ سلیح سواران جنگی بپوش بجان و تن خویشتن دار گوش تو خواهی مگر کین آن ...

9

بخش ۱۰

تخوار سراینده گفت آن زمان که آمد بر کوه کوهی دمان سپهدار طوسست کامد بجنگ نتابی تو با کار دیده نهنگ برو تا در دژ ببندیم س...

10
1/3