قطعات
از مجموعه اشعار نظام قاری در دیوان البسه
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
قاری بقد خیالت این جامه نو در البسه انصاف چه چست است و چه زیبا فی کل لباس لزم البغیازی البست جدیدا وتمنیت حبیبا...
شمارهٔ ۲
میان شده و معجر خصومتی افتاد چنانکه پوشی و دستار را مقالات است ندیم شده برک بر علم نوشت این بیت که بر دقایق معنیش بس دلا...
شمارهٔ ۳
شرب گوشو قرین بشال درشت (که همان لعبت نگارینست) کاستر گو به جفت اطلس رو ( که همان مردهشوی پارینست)...
شمارهٔ ۴
در مدحت بخیه سقرلاط (لاف از سخنی چو در توان زد لیکن بنمد چو وصله دوزی (آن خشت بود که پر توان زد)...
شمارهٔ ۵
دو قماشند صوف و موئینه (یکی آرام جان یکی دلبند) این یکی برزبر عدیم المثل وان یکی بهر زیر بی مانند فی المثل در میان این د...
شمارهٔ ۶
فارغی ای جیب اطلس کز برت کیف عبیر ناکه انگیز دغباری چون زمیدان گرد کرد ار خشم رخت زنان میبرد در تالان مغل و ز سر غیرت نظ...
شمارهٔ ۷
چنین که دختر فکرم جهیز معنی یافت سزد که حجله رخت از برای او باشد همه ز جامه رنگین وعظ میگویم ( که هر کجا که عروسیست رنک ...
شمارهٔ ۸
در مزاد رخت دلالان منادی میرنند بشنوید ای تاجران صوف و دیبا بشنوید پیشوازی نرمدست از بقچه غایب شده تا نپوشانید این حق و ...
شمارهٔ ۹
گذشت موسم سرما و پوستین و نمد فکندم از خود و در بر دگر کتان آمد چو دید وصل کتان عضو گفت مشتاقم (عجب عجب که ترا یاد دوستا...
شمارهٔ ۱۰
گتاب البسه یکجا بنظم البسه ام یکی خرید ولی قیمتم هنوز نداد ملازمیش بمن گفت از پی اینوجه (بهرزه گیوه مدرکان بخورد و بر دو...