پیام مشرق
از مجموعه اشعار اقبال لاهوری
فهرست اشعار
بخش ۱ - پیشکش به حضور اعلیحضرت امیرامان الله خان فرمانروای دولت مستقلهٔ افغانستان خلد الله ملکه و اجلاله
ای امیر کامگار ای شهریار نوجوان و مثل پیران پخته کار چشم تو از پردگیها محرم است دل میان سینهات جام جم است عزم تو پاینده...
بخش ۲ - شهید ناز او بزم وجود است
شهید ناز او بزم وجود است نیاز اندر نهاد هست و بود است نمی بینی که از مهر فلک تاب به سیمای سحر داغ سجود است...
بخش ۳ - دل من روشن از سوز درون است
دل من روشن از سوز درون است جهان بین چشم من از اشک خون است ز رمز زندگی بیگانه تر باد کسی کو عشق را گوید جنون است...
بخش ۴ - به باغان باد فروردین دهد عشق
به باغان باد فروردین دهد عشق به راغان غنچه چون پروین دهد عشق شعاع مهر او قلزم شکاف است به ماهی دیدهٔ ره بین دهد عشق...
بخش ۵ - عقابان را بهای کم نهد عشق
عقابان را بهای کم نهد عشق تذروان را ببازان سر دهد عشق نگه دارد دل ما خویشتن را ولیکن از کمینش بر جهد عشق...
بخش ۶ - ببرگ لاله رنگ آمیزی عشق
به برگ لاله رنگ آمیزی عشق به جان ما بلا انگیزی عشق اگر این خاکدان را واشگافی درونش بنگری خونریزی عشق...
بخش ۷ - نه هر کس از محبت مایه دار است
نه هر کس از محبت مایه دار است نه با هر کس محبت سازگار است بروید لاله با داغ جگر تاب دل لعل بدخشان بی شرار است...
بخش ۸ - درین گلشن پریشان مثل بویم
درین گلشن پریشان مثل بویم نمیدانم چه میخواهم چه جویم برآید آرزو یا بر نیاید شهید سوز و ساز آرزویم...
بخش ۹ - جهان مشت گل و دل حاصل اوست
جهان مشت گل و دل حاصل اوست همین یک قطرهٔ خون مشکل اوست نگاه ما دو بین افتاد ورنه جهان هر کسی اندر دل اوست...
بخش ۱۰ - سحر می گفت بلبل باغبان را
سحر می گفت بلبل باغبان را درین گِل جز نهال غم نگیرد به پیری میرسد خار بیابان ولی گل چون جوان گردد بمیرد...