پس چه باید کرد؟
از مجموعه اشعار اقبال لاهوری
فهرست اشعار
بخش ۱ - بخوانندهٔ کتاب
سپاه تازه برانگیزم از ولایت عشق که در حرم خطری از بغاوت خرد است زمانه هیچ نداند حقیقت او را جنون قباست که موزون بقامت خر...
بخش ۲ - تمهید
پیر رومی مرشد روشن ضمیر کاروان عشق و مستی را امیر منزلش برتر ز ماه و آفتاب خیمه را از کهکشان سازد طناب نور قرآن در میان ...
بخش ۳ - خطاب به مهر عالمتاب
ای امیر خاور ای مهر منیر می کنی هر ذره را روشن ضمیر از تو این سوز و سرور اندر وجود از تو هر پوشیده را ذوق نمود می رود رو...
بخش ۴ - حکمت کلیمی
تا نبوت حکم حق جاری کند پشت پا بر حکم سلطان میزند در نگاهش قصر سلطان کهنه دیر غیرت او بر نتابد حکم غیر پخته سازد صحبتش ه...
بخش ۵ - حکمت فرعونی
حکمت ارباب دین کردم عیان حکمت ارباب کین را هم بدان حکمت ارباب کین مکر است و فن مکر و فن تخریب جان ، تعمیر تن حکمتی از بن...
بخش ۶ - لا اله الا الله
نکته ئی میگویم از مردان حال امتان را «لا» جلال «الا» جمال لا و الا احتساب کائنات لا و الا فتح باب کائنات هر دو تقدیر جها...
بخش ۷ - فقر
چیست فقر ای بندگان آب و گل یک نگاه راه بین یک زنده دل فقر کار خویش را سنجیدن است بر دو حرف لا اله پیچیدن است فقر خیبر گی...
بخش ۸ - مرد حر
مردِ حُر، محکم ز وِردِ «لاتَخَف» ما به میدانْ سر به جَیب، او سر به کف مردِ حُر از «لااِلَهْ» روشنْ ضمیر می نگردد بندهٔ س...
بخش ۹ - در اسرار شریعت
نکته ها از پیر روم آموختم خویش را در حرف او واسوختم مال را گر بهر دین باشی حمول «نعم مال صالح» گوید رسول (رومی) گر نداری...
بخش ۱۰ - اشکی چند بر افتراق هندیان
ای هماله ! ای اطک ، ای رود گنگ زیستن تا کی چنان بی آب و رنگ پیر مردان از فراست بی نصیب نوجوانان از محبت بی نصیب شرق و غر...