زبور عجم

از مجموعه اشعار اقبال لاهوری

0
دسته‌بندی
142
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - به خوانندهٔ کتاب زبور

می‌شود پردهٔ چشمم پر کاهی گاهی دیده‌ام هردو جهان را به نگاهی گاهی وادی عشق بسی دور و دراز است ولی طی شود جادهٔ صدساله به...

1

بخش ۲ - حصه اول

ز برون در گذشتم ز درون خانه گفتم سخنی نگفته ئی را چه قلندرانه گفتم...

2

بخش ۳ - دعا

یارب درون سینه دل با خبر بده در باده نشئه را نگرم، آن نظر بده این بنده را که با نفَسِ دیگران نزیست یک آهِ خانه‌زاد مثالِ...

3

بخش ۴ - عشق شور انگیز را هر جاده در کوی تو برد

«عشق شور انگیز را هر جاده در کوی تو برد» «بر تلاش خود چه مینا زد که ره سوی تو برد»...

4

بخش ۵ - درون سینهٔ ما سوز آرزو ز کجاست؟

درونِ سینهٔ ما سوزِ آرزو ز کجاست؟ سبو ز ماست ولی باده در سبو ز کجاست؟ گرفتم اینکه جهان خاک و ما کفِ خاکیم به ذره ذرهٔ ما...

5

بخش ۶ - غزل سرای و نواهای رفته باز آور

غزل سُرای و نواهای رفته باز‌آور به این فسرده‌دلان حرفِ دل‌نواز آور کِنشت و کعبه و بتخانه و کلیسا را هزار فتنه از آن چشمِ...

6

بخش ۷ - ای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله را

ای که ز من فزوده‌ای گرمی آه و ناله را زنده کن از صدای من خاکِ هزارساله را با دلِ ما چه‌ها کنی تو که به بادهٔ حیات مستی ش...

7

بخش ۸ - از مشت غبار ما صد ناله برانگیزی

از مشتِ غبار ما صد ناله برانگیزی نزدیک‌تر از جانی با خوی کم آمیزی در موجِ صبا پنهان، دزدیده بباغ آئی در بوی گل آمیزی با ...

8

بخش ۹ - من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم

من اگرچه تیره خاکم دلکیست برگ و سازم به نظارهٔ جمالی چو ستاره دیده بازم بهوای زخمهٔ تو همه نالهٔ خموشم تو باین گمان که ش...

9

بخش ۱۰ - بصدای درمندی بنوای دلپذیری

بصدای درمندی بنوای دلپذیری خُم زندگی گشادم بجهان تشنه میری تو بروی بینوائی درِ آن جهان گشادی که هنوز آرزویش ندمیده در ضم...

10
1/15