قطعات
از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - فاتحة الشباب
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
به مصر و شام که گیرند وقف را به تمام قضات اگر چه نباشند مستحق آن را به غیر وصل نخوانند قاریان قرآن ز حال وقف وقوفی نباشد...
شمارهٔ ۲
جامی ابنای زمان از قول حق صم اند و بکم نام ایشان نیست عندالله به جز شرالدواب گردن همت بکش از ربقه تقلیدشان ورنه افتی عاق...
شمارهٔ ۳
باز رست از پنجه پنجه گریبان حیات جامی اما نامدت دامان بهبودی به دست سال عمرت شصت شد در لجه هستی بکوش تا ازین دریا برآری ...
شمارهٔ ۴
ای سهی قد که عمر تو اکثر گشته مصرف به نحو و تصریف است قد و زلف تو را اگر بنده کرده تعریف جای تشریف است نبود این جنس نکته...
شمارهٔ ۵
هر پسر کو از پدر لافد نه از فضل و هنر فی المثل گر دیده را مردم بود نامردم است شاخ بی بر گرچه باشد از درخت میوهدار چون ن...
شمارهٔ ۶
بود شاها رعیت آن خزینه که در وی گنج های زر دفینه است عوان چون مالشان دزدیده گیرد ببر دستش که دزد آن خزینه است...
شمارهٔ ۷
ایا شاهی که هر جا مسند عدل نهادی ظلم از آنجا رخت برداشت بداندیش تو ترکی بود یک لخت ولی تیغ تواش یک لخت نگذاشت...
شمارهٔ ۸
غلامِ خامهٔ آن کاتبم که شعرِ مرا چنان که بود رقم زد نه هرچه خواست نوشت اگرچه شعر فروغ از دروغ میگیرد دروغ و راست در او ...
شمارهٔ ۹
به بوستان سخن مرغ طبع من اکثر به هفت بیت شود نغمه ساز و قافیه سنج ز هفت پیکر گنجور گنجه هر غزلی نمونه ای ست ز معنی نهان ...
شمارهٔ ۱۰
هر برق درخشان که بر آید ز بدخشان صد شعله ازان در دل افگار من افتد بر گوهر اشکم چو فتد پرتو آن برق لعلی شود از چشم گهربار...