شمارهٔ ۲

از جامی در دیوان اشعار - فاتحة الشباب - غزلیات

حرز جانهاست نام دلبر ما
ما اعزاسمه و ما اعلی
نام او گنج نامه لاهوت
گنج پنهان غیب ازو پیدا
همه اسما مظاهر ذاتند
همه اشیا مظاهر اسما
لا اری فی الوجود الا هو
محو شد نام غیر و نقش سوی
هستی مطلق است و وحدت صرف
این هو این انت این انا
من و او و تو از میان برخاست
سر وحدت شد از همه یکتا
جان جامی ز نکته وحدت
نشکیبد چو ماهی از دریا

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید