شمارهٔ ۵۴۸

از جامی در دیوان اشعار - فاتحة الشباب - غزلیات

ز هجران بر لب آمد جان غمناک
الا یا لیت شعری این القاک
به هر جمعیتی وصل تو جویم
لعل الله یجمعنی و ایاک
کسان را مهر دل از دیده خیزد
و قلبی کان قبل العین یهواک
نعیم خلد اگر گردد میسر
لعمری لا یطیب العیش لولاک
عنان عزم هر سویی که تابی
سوی قلب المتیم لیس ماواک
شدم خاک ره و دامن کشیدی
ز من چون شاخ گل حاشاک حاشاک
به قصد قتل جامی می کشی تیغ
کرمها می کنی الله ابقاک

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید