رباعیات
از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - فاتحة الشباب
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
سبحانک لا علم لنا الا ما علمت و الهمت لنا الهاما ما را برهان ز ما و آگاهی ده از سر معینی که داری با ما...
شمارهٔ ۲
دردا و هزار بار دردا دردا کامروز ندارم خبری از فردا فردا که شوم فرد ز بیگانه و خویش رب ارحم لی ولا تذرنی فردا...
شمارهٔ ۳
گه باده و گاه جام خوانیم تو را گه دانه و گاه دام خوانیم تو را جز نام تو بر لوح جهان حرفی نیست آیا به کدام نام خوانیم تو ...
شمارهٔ ۴
عمری به شکیب می ستودم خود را در شیوه صبر می نمودم خود را چون هجر آمد کدام صبر و چه شکیب المنة لله آزمودم خود را...
شمارهٔ ۵
گر شاخ صبوری به بر آید چه عجب ور محنت دوری به سر آید چه عجب چون دل که خلاصه وجود است آنجاست تن نیز اگر بر اثر آید چه عجب...
شمارهٔ ۶
درج دهنت که هست تنگ و نایاب در وی درج است سی و دو در خوشاب رنگین لب تو بود پی ضبط حساب بر وی رقم «لام » و «بی » از لعل م...
شمارهٔ ۷
ای رحمت تو شامل ملک و ملکوت خاص تو ردای کبریا و جبروت جان را به تو قوت است و دل را به تو قوت انت الباقی و کل شی ء سیموت...
شمارهٔ ۸
من ناحیة الوصال هبت نفحات فارتاح فؤادنا لشم الفوحات در وادی هجر تشنه لب می مردیم آمد ز سحاب لطف جانان رشحات...
شمارهٔ ۹
توحید حق ای خلاصه مخترعات باشد به سخن یافتن از ممتنعات رو نفی وجود کن که در خود یابی سری که نیابی ز فصوص و لمعات...
شمارهٔ ۱۰
یک ذره ز ذرات جهان پیدا نیست کز نور تو لمعه ای در آن پیدا نیست از غیر نشان تو همی جستم دی و امروز ز غیر تو نشان پیدا نیس...