رباعیات

از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - خاتمة الحیات

0
دسته‌بندی
45
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

معشوق ازل که هر که دل بست بدو پیوند ز خود گسست و پیوست بدو هستی همه زوست بلکه هستی همه اوست او هست به خویش و دیگران هست ...

1

شمارهٔ ۲

ای عشق که با هزار چون بی چونی از هر چه گمان برند ازان بیرونی هفتاد و دو ملت آنچه گفتند تو را هستی همه و از همه هم افزونی...

2

شمارهٔ ۳

یارب برهان ز قید اسباب مرا وز ربقه بندگی ارباب مرا گر دولت یافت را نیم شایسته محروم مکن ز درد نایاب مرا...

3

شمارهٔ ۴

سرچشمه محنت و طرب هر دو تویی سرمایه راحت و تعب هر دو تویی حاشا که کنم جز به تو نسبت کاری زینسان که مسبب و سبب هر دو تویی...

4

شمارهٔ ۵

نی دفع عطش ز تشنگان آب کند نی رفع کلال خفتگان خواب کند حاشا که کند غیر مسبب کاری لیکن ز پس پرده اسباب کند...

5

شمارهٔ ۶

گر بوی تو از باد سحر یافتمی از دولت جاودان خبر یافتمی ور بر درت امکان گذر یافتمی اسباب سعادت همه دریافتمی...

6

شمارهٔ ۷

خواهیم به بستر هلاک افتادن وز پایه عالی به مغاک افتادن ناپخته هنوز میوه جان به کمال خواهد ز درخت تن به خاک افتادن...

7

شمارهٔ ۸

دنیا که گرفت در دل و جان جایت هان تا به بخیلی نکند رسوایت آن را به کسی ده که بگیرد دستت یا پیش سگی نه که نگیرد پایت...

8

شمارهٔ ۹

ای مه ز فروغ رایت افروخته چهر بر رسم فدی گرد سرت گشته سپهر افشان ز سحاب کرم آبی که دمد از شوره زمین اهل کین سبزه مهر...

9

شمارهٔ ۱۰

زان گونه کز ابر آمدی برف به بار امروز کند شکوفه را باد نثار بین برف و شکوفه چه به هم می مانند آن هست شکوفه دی این برف به...

10
1/5