اشعار پراکنده

از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - واسطة العقد

0
دسته‌بندی
22
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

غره دولت بود در صورت تیغت عیان گفتم اینک یک دو حرف از دولت آخر زمان دی کشیدی زلف در پی کی بود ای سرو ناز عمر را پایان که...

1

شمارهٔ ۲

دل ز لعلش چو قوت بی‌حد یافت در یکی لحظه رو به مقصد تافت...

2

شمارهٔ ۳

چو عفوت بی‌حد افتاده‌ست دریاهاست پنداری که پیدا نیست قعرش پیش جامی جز به دشواری...

3

شمارهٔ ۴

یارم چو شود به طوف بستان مایل گل دل بکند ز برگ خود خوار و خجل بیند رخ او و سر نهد در عقبش وانگه دهدش خبر ز بی برگی گل...

4

شمارهٔ ۵

زیور خود به مسیح ار دهد آن شوخ ملیح مهر و مه بوسه زند بر لب و دندان مسیح...

5

شمارهٔ ۶

چو در ساغر ببیند درد باده شود تایب ز تاج توبه ساده...

6

شمارهٔ ۷

دی مرغک خامه بهر نامت بر صفحه نامه شد رقم کوش مجروح شد از دو حرف آن روح مدهوش شد از دو حرف آن هوش منقار زدن برای دانه بع...

7

شمارهٔ ۸

بر دل از رنج طمع بار منه طلب بی طمعی آخر به...

8

شمارهٔ ۹

هرگه که رسد به فارسی سوق سخن رکنی دو ز شرع را به آن ترجمه کن...

9

شمارهٔ ۱۰

آمد آن سرو روان بیرون به پا گیسوکشان شد مرا مربوط با هر موی او رگ‌های جان...

10
1/3