قصاید

از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - واسطة العقد

0
دسته‌بندی
27
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

فی توحید الباری عز اسمه درین صحیفه چو آغاز کردم املا را گرفتم از همه اولیٰ ثنای مولیٰ را زهر چه هست طریق ثنای او اولیٖ س...

1

شمارهٔ ۲

فی نعت النبی علیه الصلوة و السلام ماییم که چون لاله صحرای مدینه داریم به دل داغ تمنای مدینه سودای بهشت از سر دانا برود ل...

2

شمارهٔ ۳

منم چو گوی به میدان فسحت مه و سال به صولجان قضا منقلب ز حال به حال به سال هشتصد و هفده ز هجرت نبوی که زد ز مکه به یثرب س...

3

شمارهٔ ۴

فی العزلة من کیم از دام حرص و آز رهیده پای به دامان فقر و فاقه کشیده عرق تمنا ز هر چه هست گسسته تار تعلق ز هر چه هست بری...

4

شمارهٔ ۵

مرا دل از همه عالم گرفته ست چه جای عالم از خود هم گرفته ست ز دلگیری کم هر کس گرفتم کسی را دل بدینسان کم گرفته ست چنان از...

5

شمارهٔ ۶

رخشنده جرم خور که بر این سبز طارم است قندیل گورخانه شاهان عالم است کردند روشنان فلک را کبود پوش یعنی که این سراچه ارباب ...

6

شمارهٔ ۷

صبح ازل به خامه زرین آفتاب بر لوح سیم چرخ نوشتند این خطاب کین سبز خشت مدرسه زرنگار نیست جز بهر هر هنر طلب دانش کتاب بترا...

7

شمارهٔ ۸

منزلی خوش خانه ای دلکش مقامی دلگشاست ساقی گلچهره کو و مطرب خوشگو کجاست تا دهد آن با خیال لعل جانان جام می تا کند این بر ...

8

شمارهٔ ۹

این ملمع پیکر فیروزه رنگ زرنگار چون فلک بی خشت و گل دارد بنایی استوار لاژوردی ساخت خود را چرخ تا در وی برند نقشبندان بر ...

9

شمارهٔ ۱۰

قبه بر کیوان رساند این کاخ گردون آستان گو کلاه انداز ازین شادی زمین برآسمان دورها می گشت در دل آرزویی چرخ را تا نهاد این...

10
1/3