قطعات

از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - واسطة العقد

0
دسته‌بندی
53
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

جامی سخن بر آینه دل بود چو زنگ زین زنگ به که آینه خود دهی صفا اعراض کن ز شعر که شغلیست بس عریض این چند روزه عمر به آن کی...

1

شمارهٔ ۲

هیچ کس را نشود دنیی و دین جمع به هم وای آن کس که به دنییست گرفتار شده لفظ دین بر سر دینار چه باشد یعنی دین دنیی طلبان در...

2

شمارهٔ ۳

جامی آمد درین سرای نبرد دولت مرد عقل مادرزاد وگر آن نیز نیست شیوه ادبی کرده حاصل ز خدمت استاد وگر آن نیز نیست سیم و زری ...

3

شمارهٔ ۴

آن شنیدستی که کناسی ز سرگین زیر بار گفت شکر آن را که از عزت مرا سر برافراخت بوالفضولی طعنه زد کای کار تو سرگین کشی کی خر...

4

شمارهٔ ۵

درونی پر طمع جامی مزن طعن که در طبع فلان ممسک کرم نیست چو آید در میان میزان انصاف طمع در خست از امساک کم نیست...

5

شمارهٔ ۶

رنج بیگانه در سفر بردن زآشنای وطن بسی بهتر زیستن چون به کام خصم بود مردن از زیستن بسی بهتر...

6

شمارهٔ ۷

هرچه خواهی بگویی ای خواجه بکن اندیشه اول از سر هوش گر بود خیر سامع و قایل بگشا لب وگر نه باش خموش...

7

شمارهٔ ۸

خوش آمد صحبت احباب جامی ولیکن ترک صحبت زان به آمد طراز کسوت صحبت درین بزم وجدت الناس اخبر تقله آمد...

8

شمارهٔ ۹

یاد دارم از کهن پیری که در حمام گفت کین سخن پرسید روزی کهتری از مهتری چیست سر آنکه در حمام هرکس پا نهد بر دل غمگین او بگ...

9

شمارهٔ ۱۰

ای که در تاج و نگین داری روی تا به کی تاج و نگین خواهد ماند ملک هستی همه طی خواهد شد نه زمان و نه زمین خواهد ماند تا توا...

10
1/6