شمارهٔ ۱۶

از جامی در دیوان اشعار - واسطة العقد - قطعات

جامیا تا به کی غم مهمان
می خوری غم برای خود می خور
هر کسی گو مواید نعمت
از سماط خدای خود می خور
نخورد گر به خانه ات روزی
گو رو و در سرای خود می خور

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید