شمارهٔ ۷

از جامی در دیوان اشعار - واسطة العقد - رباعیات

از شهر عدم آمده ام سوی وجود
افتاده غریبم به سرکوی وجود
گفتی که درین کوی چه خواهی جامی
خواهم عدمی که نشنود بوی وجود

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید