رباعیات

از مجموعه اشعار جامی در دیوان اشعار - واسطة العقد

0
دسته‌بندی
74
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

تا ما ره تسبیح و ثنا می پوییم «سبحانک لاعلم لنا» می گوییم لوح طلب از حرف دعا می شوییم چون درخور ماست آنچه ما می گوییم...

1

شمارهٔ ۲

از ساحت دل گرد ریا رفتن به وانگه گهر حمد و ثنا سفتن به لیکن چو زبان علم ازان کوتاه است «سبحانک لا علم لنا» گفتن به...

2

شمارهٔ ۳

دل گوهر سبحه محبت می سفت وز ساحت جان غبار غفلت می رفت یک غنچه ز باغ حسن جانان بشکفت جلت سبحات وجهه الباقی گفت...

3

شمارهٔ ۴

روشن گهری که جان پاکان سفته ست گرد غفلت ز خوابناکان رفته ست کان الله ولا شی ء معه گفت یکی وان دیگری الان کما کان گفته ست...

4

شمارهٔ ۵

تا تو نزنی طعن کسی در عالم زانسان که زدند قدسیان بر آدم ایزد به زبان جمله عالم هر دم گوید «انی اعلم ما لا تعلم »...

5

شمارهٔ ۶

جانا لبم از ذکر تو خاموش مباد یاد تو ز خاطرم فراموش مباد هرجا ز شمایلت حدیثی گذرد ذرات وجود من بجز گوش مباد...

6

شمارهٔ ۷

از شهر عدم آمده ام سوی وجود افتاده غریبم به سرکوی وجود گفتی که درین کوی چه خواهی جامی خواهم عدمی که نشنود بوی وجود...

7

شمارهٔ ۸

آنم که به عهد عشقبازی گروم حاشا که به غیر عشقبازی گروم همواره قدم بر قدم عشق روم کی حکم حکیم و متکلم شنوم...

8

شمارهٔ ۹

تا کی ز تصوف خر و بار آوردن بر جای یکی نکته هزار آوردن خاموش که حاصل همه یک سخن است روی از همه تافتن به یار آوردن...

9

شمارهٔ ۱۰

تا پیش تو ای شمع چگل مردودم با دود دل از سوختگان معدودم از آه دل ایستاده بر سر دودم از آه همانا الف ممدودم...

10
1/8