قصاید
از مجموعه اشعار جیحون یزدی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
سپاس آنکه بروی زمین و پشت سما بود بذات وصفت هم نهان و هم پیدا سما و ارض پر از وی ولی لطیف چنان که ره نبرده بدو خلق ارض و...
شمارهٔ ۲ - در منقبت اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب سلام الله علیه
گفتم بعقل دوش که ای آیت هدی گشت اول از مشیّتِ که ، کفر و دین بنا ؟ کی نور دین و ظلمت کفر انتشار داشت گر حکمت حکیم نمیکرد...
شمارهٔ ۳ - در تهنیت عید غدیر و ستایش علی بن ابیطالب سلام الله علیه
مست از غدیرخم نگر مهر و مه و ارض و سما آری مجو هوشی دگر چون شد سقایت با خدا می وحی و خمش عقل کل پر ز و غدیر از بوی گل بخ...
شمارهٔ ۴ - در منقبت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب (ع)
ای بررخ رنگینت زآن طره مشکینا در دامن روح القدس یک گله شیاطینا افزون رخت ازخورشید کمتر لبت از ذره وآن ذره ات آبستن از خو...
شمارهٔ ۵ - وله
کی نرم میتوان دل جانان را من خیره مشت کوبم سندان را نی نی بدین همه سختی نیست (؟) در شیشهٔ نازکی دل جانان را چون طُرّها...
شمارهٔ ۶ - در مدح قاطع برهان و شریک قرآن واهب الفتح و النصرحجت عصر (ع)
جز او که وسمه بر ابروی دلستان کشدا! گمان مدار که صد رستم این کمان کشدا! هر آنکه نقش وجودم و عدم کشد شیرین سزد که آیتی از...
شمارهٔ ۷ - وله
باز این چه فروغست زگل صحن چمن را آموخته گوئی هنر کان یمن را نی کان یمن نیست بدین رنگ و بدین بوی ما ناز بهشت آمده سرمایه ...
شمارهٔ ۸ - در تهنیت ولادت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
ماه مبارکچهر من می ده که شد ماه رجب و اندر طرب شیر عجم از مولد میر عرب همچون رخت با صد صفا هر ساله بین عشرتفزا جشنی ز ...
شمارهٔ ۹ - و له
گفتم از گردون کنم اسب و ز ماهِ نو رکاب تا ببوسم آستان خسرو مالک رقاب باز گفتم نیست گردون را به سوی شاه راه ماه نو را نیز...
شمارهٔ ۱۰ - وله
خورشید وش شود سوار آن نگار اسب رقص آید از لطافت او ذره وار اسب حسرت برم زمخمل زین پوش اسب او چون زیر ران خویش کشد آن نگا...