قطعات
از مجموعه اشعار جیحون یزدی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای امیر آخور مهینه پور محسن شه حسین کز فر خلق حسن برمه زدی خرگاه را گر نبودی بهر تقبیل تراب درگهت در هیولی کس ندیدی صورت...
شمارهٔ ۲
این قلمدان که دروکلک شه نامور است ملجا لوح و قلم فخر قضا و قدر است تختت فرخنده فر ناصردین شه عرشی است کاین نکو جعبه بران...
شمارهٔ ۳
ایشاه شه نژاد که چرخ مجدری در بزم برکف خدمت باد بیزن است حال مراکه دیدی و دانی که روز و شب درآتش تبم چو حدوی تو مسکن است...
شمارهٔ ۴
دلم بر چهرهات تا مهر بسته است زهر شیرین لبی الفت گسسته است مرا سودای پستان تو کافی است که صفرایم به لیموئی شکسته است...
شمارهٔ ۵
کسی کز بنگ در مجلس فروزی است شجاعت را پی کاشانه سوزی است زمن بشنو مکوب این درکه بر خلق کلید اشتها و قفل روزی است...
شمارهٔ ۶
داورا من سال قحطی را بمرز اصفهان کودکی دیدم بره کز ضعف دل شیون کند موی رشکین روی و چرکین جسم پرچیم جان حزین گفتی الحال ا...
شمارهٔ ۷
ای که شب را به غمت اخترش از دیده چکید صبح در ماتم تو بر تن خود جامه درید تنگتر شد ز قفس بر دل ما دهر فراخ مرغ روحت چو س...
شمارهٔ ۸
ای شهنشاهی که از یمن ثنای ذات تو درسخاو درسخن زامثال و اقران برترم از طفیل مدح خسرو وکش بقای خضر باد با صمیری صاف تر زآئ...
شمارهٔ ۹
ای مهین والاگهر والی که ما از همتت فارغ از اندیشه و آسوده از دریوزهایم دقتی کردم چو یاقوتی مفرخ گوش دار تا بدانی در چه ...
شمارهٔ ۱۰
ای خداوند فتن ران فطن از تو چنان کز تو دارد رستگاری خاطر مفتون من وی ترا رتبت از آن افزون که جادو و فکرتم گنج و صفت را ت...