رباعیات
از مجموعه اشعار جیحون یزدی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
رندان به فضایل مسپاسید مرا بلکه ز رذایل بهراسید مرا من خود دانم که بدتر از من کس نیست از من بهتر نمیشناسید مرا...
شمارهٔ ۲
خیز ای حبشیموی و فرنگیآداب کز گُرسَنِگی به روم چین خورده و تاب یا تا خط بصره ریز در جام شراب یا شامم ده که هست بغداد خ...
شمارهٔ ۳
این مقبره کش آیت ظل اللهی است انوار کرامتش ز مه تا ماهی است سبط علی و شهنشهش نام بلی جز سبط علی که زیب شاهنشاهی است...
شمارهٔ ۴
جیحون که بهره میکده میخواری اوست بی پردگیش امید ستاری اوست گر زشت بود گناه بردن سوی حشر پس مهمل صرف نام غفاری او است...
شمارهٔ ۵
بر خاوری از تیر و زحل چاکری اَست مریخش بنده زهرهاش مشتری اَست بدر است به چرخ نثر از آن بینقص اَست شمس است به برج نظم ا...
شمارهٔ ۶
بی ذکر علی صومعه و دیری نیست کس را پی درک ذات او سِیری نیست گویند که از غیر علی چشم بپوش هرجا نگرم علی بُوَد غیری نیست...
شمارهٔ ۷
مفتی ز میِ مفت در انکار نبود کی بود که اندر پی این کار نبود گر هر چه حرام گشته مستی میداشت در مدرسه یک آدم هشیار نبود...
شمارهٔ ۸
امروز ملکزادهٔ ضَرغامنَبَرْد اسبی دادم پلنگوَش کوهنورد از بس به هوا بردم و پایین آورد از اسب گذشته کار مسهل هم کرد...
شمارهٔ ۹
لیمو ز لبت چو شکّرِ ناب شود عنقا ز دمِ تیرِ تو در تاب شود یک ذره ز مهر رخ چون کوکبِ تو گر بر دل البرز خورد آب شود...
شمارهٔ ۱۰
حاجی که ز ساز عیش سوزی نخرد تا مزرعه زری به روزی نخرد صد ده دارد بیزد اندر همه عمر کش هیچکسش گزی به گوزی نخرد...