ملحقات
از مجموعه اشعار کمالالدین اسماعیل
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - اسب
مهروی من بخواست به عزم شکار اسب خیز ای غلام گفت، به زین اندر آر اسب گفتم که نیک مستی و مخمور از شراب آخر همی چه خواهی ان...
شمارهٔ ۲ - وله ایضا
ای خداوند من و مخدوم من در ثنای تو سخن محکوم من جاودان در زیر مهر مهر تو نرم باشد این دل چون موم من روز بخشش گوهر منثور ...
شمارهٔ ۳ - وله ایضا
اسبی دارم که دور از اسبت همواره در آرزوی کاهست می خسبد روز همچو شب زانک آفاق بچشم او سیاهست در خاک ز بهر قوت، خاشاک می ج...
شمارهٔ ۴ - وله ایضا
منعما شکرهای انعامت بزبان قلم نیاید راست دوش در انتظار وعدۀ تو یک دم باشد زنیست تا هست هر کرا لقمه در گلو گیرد در کارش ک...
شمارهٔ ۵ - و قال ایضا
غریب و خسته و درمانده ام خداوندا ز فیض فضل، تو یک شربت شفا بفرست چو لاله غرقه بخونم در آتش شوقت نسیم لطفی از عالم بقا بف...
شمارهٔ ۶
دوش ناگاه نعره یی بر خاست که دگر باره جنگ کرانست مرگ دیدم بمرگ تا زنده که همی باز گشت نتوانست با یکی از هنروران که بر او...
شمارهٔ ۷
از چه می افتد از برای خدای آخر این قدر می توان دانست کاثر هر قران که نحسان راست خاص در جامع سپاهانست و آنچه از افتران سع...
شمارهٔ ۸ - وله ایضا
مرا دوستی گفت قانع شو، ایرا که همواره غمگین بود مرد طامع قناعت نکو باشد آری و لیکن هم آخر بچیزی توان بود قانع...
شمارهٔ ۹ - وله ایضا
داستان ظالمی چون خوانداز دفتر کسی مردوزن بنگر که بر جانش چه نفرینها کنند پس تو امروز آن مکن کو کرددی از ظلمها ورنه آن نف...
شمارهٔ ۱۰ - وله ایضا
زهی یار من نیست همتاش و الله گرش دوست دارم بود جاش والله ز صد ملک به سوز و سوداش حقا ز صد صلح به خشم و صفراش والله برای ...