قطعات
از مجموعه اشعار خاقانی شروانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
مرا شاه بالایِ خواجه نشانده است از آن خواجه آزرده برخاست از جا چه بایستش آزردن از سایهٔ حق که نوری است این سایه از حق تع...
شمارهٔ ۲
نظام دولت بهرامیان رشید الدین فلک توئی و زمین ما و ذره نامهٔ ما به نامه خواستم ابرام داد عقلم گفت که ذره سوی فلک میفرست...
شمارهٔ ۳ - در شکایت و حکمت
همه کارم ز دور آسمانی چو دور آسمان شد زیر و بالا لبم بیآب چون دندان شانه است ازین دندان کن آئینه سیما که این زنگاری آئی...
شمارهٔ ۴ - در شکر
من که خاقانیم به منت شاه پشت خم کردهام ز بار عطا شاخ را پشت خم کند میوه هم ز فیض سحاب و بر صبا شکر دارم که فیض انعامش د...
شمارهٔ ۵ - در حکمت و پند
خاقانیا به جاه مشو غره غمروار گر خود به جاه بهمن و جمشیدی از قضا کاندر جهان چو بهمن و جمشید صد هزار زادند و مرد و کار جه...
شمارهٔ ۶
کبوتر حرم آمد ز کعبهٔ سعدا بشاره داد چو دلالهٔ عروس سبا چو هدهدی که سحر خاست بر سلیمانوار مبشر دم صبح آمد و برید صبا...
شمارهٔ ۷
ای در برگزیده که غواص کردهای در بحر فکر خاطر دردانه سنج را آن گنج سر به مهر که خاقانیش نهاد ذهن تو برگشاد طلسمات گنج را...
شمارهٔ ۸ - در مدح
ضمانش کرد به صد سال عمر و مهر نهاد قبالهدار ازل نامهٔ ضمانش را به حکم هدیهٔ نوروزی آسمان هر سال تبرک از شرف آوردی آستان...
شمارهٔ ۹
خواجه یک هفته اضطرابی داشت دو شش افتاد چرخ ازرق را رفت و رنگ زمانه پیش آورد تا کشد خواجهٔ مزبق را زیبقی را به رنگ باید ک...
شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و پند
بترس از بدِ خلق خاقانیا ولیکن ز بد دِه امان خَلق را وفا طبع گردان و ایمن مباش ز غدری که طبع است آن خلق را دروغی مران بر ...