غزلیات

از مجموعه اشعار خاقانی شروانی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
401
شعر

فهرست اشعار

غزل شمارهٔ ۱

ای آتشِ سودایِ تو خون کرده جگرها بر باد شده، در سرِ سودایِ تو، سرها در گُلْشَنِ اُمّید به شاخِ شَجَرِ من گل‌ها نَشِکُفْت...

1

غزل شمارهٔ ۲

طبعِ تو دم‌ساز نیست عاشقِ دل‌سوز را خویِ تو یاری‌گر است یارِ بدآموز را دست‌خوشِ تو منم، دستِ جفا برگشای بر دلِ من بَرگُم...

2

غزل شمارهٔ ۳

خوش خوش خرامان می‌روی، ای شاه خوبان تا کجا شمعی و پنهان می‌روی پروانه جویان تا کجا؟ ز انصاف، خو واکرده‌ای، ظلم آشکارا کر...

3

غزل شمارهٔ ۴

رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا چشم و چراغ مرا جائی شگرف و چه جا جائی که هست فزون از کل کون و مکان جائی که هست برون از و...

4

غزل شمارهٔ ۵

ز خاک کوی تو هر خار سوسنی است مرا به زیر زلف تو هر موی مسکنی است مرا برای آنکه ز غیر تو چشم بردوزم به جای هر مژه بر چشم ...

5

غزل شمارهٔ ۶

به زبان چرب جانا بنواز جان ما را به سلام خشک خوش کن دل ناتوان ما را ز میان برآر دستی مگر از میانجیِ تو به کران برد زمانه...

6

غزل شمارهٔ ۷

به سر کرشمه از دل خبری فرست ما را به بهای جان از آن لب شکری فرست ما را به غلامی تو ما را به جهان خبر برآمد گرهی ز زلف کم...

7

غزل شمارهٔ ۸

گر، نه عشق او قضای آسمانستی مرا از بلای عشق او روزی امانستی مرا گر مرا روزی ز وصلش بر زمین پای آمدی کی همه شب دست از او ...

8

غزل شمارهٔ ۹

ای پار دوست بوده و امسال آشنا وی از سزا بریده و بگزیده ناسزا ای سفته درّ وصل تو الماس ناکسان تا کی کنی قبول، خسان را چو ...

9

غزل شمارهٔ ۱۰

اری فی‌النوم ما طالت نواها زمانا طاب عیشی فی هواها به جامی کز می وصلش چشیدم همی دارد خمارم در بلاها عرانی السحر ویحک ما ...

10
1/41