دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

از مجموعه اشعار خیام نیشابوری در ترانه‌های خیام (صادق هدایت)

0
دسته‌بندی
36
شعر

فهرست اشعار

رباعی ۱۰۸

از منزلِ کفر تا به دین، یک نفس است وز عالم شک تا به یقین، یک نفس است این یک نفسِ عزیز را خوش می‌دار کَز حاصلِ عمرِ ما هم...

1

رباعی ۱۰۹

شادی بطلب که حاصلِ عمر دمی است هر ذرّه ز خاکِ کیقُبادی و جَمی است احوالِ جهان و اصلِ این عمر که هست، خوابی و خیالی و فری...

2

رباعی ۱۱۰

تا زُهره و مَهْ در آسمان گشته پدید، بهتر ز میِ ناب کسی هیچ ندید من در عجبم ز می‌فروشان، کایشان زین بِهْ که فروشند، چه خو...

3

رباعی ۱۱۱

مهتاب به نور دامن شب بشکافت مِی نوش، دمی خوشتر از این نتْوان یافت خوش باش و بیندیش که مهتاب بسی اندر سر گور یک به یک خوا...

4

رباعی ۱۱۲

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دلِ سودا را مِی نوش به ماهتاب، ای ماه که ماه بسیار بگردد و نیابد ما را...

5

رباعی ۱۱۳

این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرد! دریاب دمی که با طَرَب می‌گذرد ساقی، غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد...

6

رباعی ۱۱۴

هنگام سپیده‌دم خروس سحری دانی که چرا همی‌کند نوحه‌گری؟ یعنی که نمودند در آیینهٔ صبح کز عمر، شبی گذشت و تو بی‌خبری...

7

رباعی ۱۱۵

وقت سحر است، خیز ای مایهٔ ناز نرمک‌نرمک باده خور و چنگ نواز کآن‌ها که به جایند نپایند کسی و آن‌ها که شدند، کس نمی‌آید با...

8

رباعی ۱۱۶

هنگام صَبوح ای صنمِ فرخْ‌پی برساز ترانه‌ای و پیش آور می کافکند به خاک صد هزاران جَم و کیْ این آمدنِ تیرمه و رفتنِ دِی...

9

رباعی ۱۱۷

صبح است، دمی بر می گلرنگ زنیم وین شیشهٔ نام و ننگ بر سنگ زنیم دست از اَمَلِ درازِ خود باز کشیم در زلفِ دراز و دامنِ چنگ ...

10
1/4