غزلیات
از مجموعه اشعار عمادالدین نسیمی در دیوان اشعار فارسی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را کآزرد به هجران دل صد پاره ما را بر اوج سعادت تو نگه دار خدایا از نقص و زوال آن شه سیاره م...
شمارهٔ ۲
صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را وز سر خیال غم ببر، این رند دُردآشام را ای صوفی خلوتنشین بستان ز رندان کاسهای ت...
شمارهٔ ۳
می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا می کند زلف چو زنجیر تو دیوانه مرا شسته بودم ز می و جام و قدح دست ولی می برد باز لبت ...
شمارهٔ ۴
بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را کزان وصل تو مقصود است مشتاق تجلی را قیامت گر بیندازی ز قامت سایه طوبی به زیر س...
شمارهٔ ۵
در عالم توحید چه پستی و چه بالا در راه حقیقت چه مسلمان و چه ترسا در صورت ما چون سخن از ما و من آید در ملک معانی نبود بحث...
شمارهٔ ۶
این حضور عاشقان است، الصلا صحبت صاحبدلان است، الصلا یار با ما در سماع معنوی است گر نظر داری عیان است، الصلا در سماع عشق ...
شمارهٔ ۷ - ستایش فضلالله نعیمی
ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما سودای تو زد آتش غم در جگر ما بودیم هوادار تو پیوسته و باشیم تا هست نشان تو و باشد اثر ...
شمارهٔ ۸
آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما روز و شب خون ز ره دیده فشانید شما دیده دل بگشایید و نکو درنگرید می رود عمر، چه در بند ج...
شمارهٔ ۹
ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما خضر مایی، می بیار از چشمه حیوان ما با لب لعلت به جان بستیم پیمان در ازل تا ابد پیمان...
شمارهٔ ۱۰
تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما هست منزل آیت «طوبی لهم » در شأن ما قبله و ایمان عاشق نیست الا روی دوست تا که هست و بود و ...