غزلیات

از مجموعه اشعار عبید زاکانی در دیوان اشعار

0
دسته‌بندی
106
شعر

فهرست اشعار

غزل شمارهٔ ۱

بکشت غمزهٔ آن شوخ، بی‌گناه مرا فکند سیب زنخدان او به چاه مرا غلام هندوی خالش شدم ندانستم کاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا دل...

1

غزل شمارهٔ ۲

ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا لبت به خون دل عاشقان خطی دارد غبار چیست دگر باره در میانهٔ ...

2

غزل شمارهٔ ۳

شوریده کرد شیوهٔ آن نازنین مرا عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا غم همنشین من شد و من همنشین غم تا خود چها رسد ز چنین همنشی...

3

غزل شمارهٔ ۴

در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما بیگانه‌وار میگذرد آشنای ما بی‌جرم دوست پای ز ما درکشیده باز تا خود چه گفت دشمن ما در قفای...

4

غزل شمارهٔ ۵

ای خط و خال خوشت مایهٔ سودای ما ای نفسی وصل تو اصل تمنای ما چونکه قدم می‌نهد شوق تو در ملک جان صبر برون می‌جهد از دل شید...

5

غزل شمارهٔ ۶

می‌کُند سلسلهٔ زلف تو دیوانه مرا می‌کِشد نرگس مست تو به میخانه مرا متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه از کجا یافت در این گوشه...

6

غزل شمارهٔ ۷

میزند غمزهٔ مرد افکن او تیر مرا دوستان چیست در این واقعه تدبیر مرا من دیوانه نه آنم که نصیحت شنوم پند پیرانه مده گو پدر ...

7

غزل شمارهٔ ۸

کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را کفر زلف تو برآورد ز ایمان ما را تا خیال قد و بالای تو در دل بگذشت خاطر آزاد شد از سرو خر...

8

غزل شمارهٔ ۹

دلا با مغان آشنائی طلب ز پیر مغان روشنائی طلب به کنج قناعت گرت راه نیست ز دیوانگان رهنمائی طلب وگر اوج قدست کند آرزو ز د...

9

غزل شمارهٔ ۱۰

دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتاب نازک‌تر از گلِ تر و خوشبوتر از گلاب رعناتر از شمایلِ نسرین میان باغ نازنده‌تر ز سرو سهی...

10
1/11