رباعیات
از مجموعه اشعار عبید زاکانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
رباعی شمارهٔ ۱
هرکس که سر زلف تو آورد بدست از غالیه فارغ شد و از مشگ برست عاقل نکند نسبت زلفت با مشگ داند که میان این و آن فرقی هست...
رباعی شمارهٔ ۲
تا مهر توام در دل شوریده نشست وافتاد مرا چشم بدان نرگس مست این غم ز دلم نمینهد پای برون وین اشگ ز دامنم نمیدارد دست...
رباعی شمارهٔ ۳
ای مقصد خورشید پرستان رویت محراب جهانیان خم ابرویت سرمایهٔ عیش تنگدستان دهنت سر رشتهٔ دلهای پریشان مویت...
رباعی شمارهٔ ۴
گفتم عقلم گفت که حیران منست گفتم جانم گفت که قربان منست گفتم که دلم گفت که آن دیوانه در سلسلهٔ زلف پریشان منست...
رباعی شمارهٔ ۵
دوران بقا بیمی و ساقی حشو است بی زمزمهٔ نای عراقی حشو است چندانکه فذالکِ جهان مینگرم بارز همه عشرتست و باقی حشو است...
رباعی شمارهٔ ۶
دنیا نه مقام ماست نه جای نشست فرزانه در او خراب اولیتر و مست بر آتش غم ز باده آبی میزن زان پیش که در خاک روی باد بدست...
رباعی شمارهٔ ۷
امشب من و چنگیی و معشوقهٔ چست بودیم به عیش و عهد کردیم درست ساقی ز بلور ناب بر روی زمین میکشت عقیق و لؤلؤتر میرست...
رباعی شمارهٔ ۸
میکوش که تا ز اهل نظر خوانندت وز عالم راز بیخبر خوانندت گر خیر کنی فرشته خوانند ترا ور میل بشر کنی بشر خوانندت...
رباعی شمارهٔ ۹
هرچند که درد دل هر خسته بسیست وز دست فلک رشتهٔ بگسسته بسیست زنهار ز کار بسته دل تنگ مدار در نامهٔ غیب راز سربسته بسیست...
رباعی شمارهٔ ۱۰
گل کز رخ او خجل فرو میماند چیزیش بدان غالیهبو میماند ماه شب چهارده چو بر میآید او نیست ولی نیک بدو میماند...