الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان
از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات - الباب الحادی عشر: فی الطامات و فی الاقاویل المختلفة
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
سلطان خودم خدمت سلطان نکنم وز بهر دو نان خدمت دونان نکنم نفس سگ من بِدَست و من سگبانم از بهر سگی خدمت سگبان نکنم...
شمارهٔ ۲
گر عاقلی آن بکن که یزدان فرمود وآن چیز که خیر تست او آن فرمود سبحان چو تو را حساب خواهد کردن شاید گفتن تو را که سلطان فر...
شمارهٔ ۳
در خدمت مخلوق امانی نبود جز دردسر و کندن جانی نبود مخلوق پرست جز گدایی نبود آزادی به و گرچه نانی نبود...
شمارهٔ ۴
چون نیستم از امیر جز دردسری خواهی پدر امیر و خواهی پسری چون می نرسد دور به صاحب هنری خواهی تو وزیر باش و خواهی دگری...
شمارهٔ ۵
بگسل دل خود را تو زپیوند امیر بیزار شو از امیر وز غیر امیر زان پیش که میرت بنهد پا در بند در بند خدا باش نه در بند امیر...
شمارهٔ ۶
تا بتوانی ضد خداوندی گیر با صبر بکوش و کنج خرسندی گیر خواهی که همیشه نیک باشد کارت از بد ببُر و به نیک پیوندی گیر...
شمارهٔ ۷
در دست مگیر سخت مال دگران کاین مال تو هست پایمال دگران امروز بخور، ببخش، فردا چو روی حال تو چنان شود که حال دگران...
شمارهٔ ۸
تا در پی این فزون و آن کم باشی حاصل همه آن بود که با غم باشی بیهوده چه در غصّهٔ عالم باشی می کوش که تا چگونه خرّم باشی...
شمارهٔ ۹
چندانک تو را به خود بود دسترسی مگذار که آزرده شود از تو کسی بر مال و بقا تکیه مکن زیرا هست آن جمله منالی به مثل و این نف...
شمارهٔ ۱۰
بر نفس خودت نئی به کلّی ظالم آن کن که دلی از تو بماند سالم پهلوی تو باید که پر از علم بود در پهلوی تو چه سود دارد ظالم...