الباب الخامس: فی حسن العمل و ما یتضمّنه من المعانی ممّا اطلق علیه اسم الحسن
از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
گر معترفی به زشتخویی نیکی گر عیب کسی دگر نجویی نیکی بد گفتن و نیک بودنت کاری نیست گر بد باشی و بد نگویی نیکی...
شمارهٔ ۲
ای دل زنفاق درگذر تا برهی بر صدق همی دار نظر تا برهی غم می خوری و نان نگه می داری رو غم مخور و نان بخور تا برهی...
شمارهٔ ۳
آخر نه به عالم آدمی زآن آمد کاو همچو بهایم خورد و آشامد نه کار تو آنگهی به خیر انجامد کز لطف تو دل شکسته ای آرامد؟...
شمارهٔ ۴
هر چند که از دست تو آید که کنی بر هیچ کسی جفا نباید که کنی یکبار تواند پس تو با خود جَور شاید که کنی آنچ نشاید که کنی...
شمارهٔ ۵
در راه نفاق اگر بتی بتراشی در پیش نهی و جان برو می پاشی به زآن باشد که در ره قلّاشی دعوی کنی و دل سگی بخراشی...
شمارهٔ ۶
چون گل به میان خار می باید زیست با دشمن دوست وار می باید زیست خواهی که سخن زپرده بیرون نشود در پردهٔ روزگار می باید زیست...
شمارهٔ ۷
مردم نشود به گوش و چشم و بینی مردم آن است کزو نکویی بینی کردار تو آیینهٔ اعمال تو شد تا هرچه بکرده ای درو می بینی...
شمارهٔ ۸
سنّت کردی فریضهٔ حق مگذار وآن لقمه که داری از کسی باز مدار مازار کسی را وتو از کس مازار من ضامن آخرت برو باده بیار...
شمارهٔ ۹
گر عاقلی آزاد شو از بند هوس در راه خدا خرج کن این یک دو نفس از بهر دو روزه دولت عاریتی عاقل نه برنجد نه برنجاند کس...
شمارهٔ ۱۰
آزار طلب مکن که آزار این است بگذار خرابی که خرابات این است آن نیست کرامات که بار تو کشند بار همه کس کش که کرامات این است...