الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات

از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات

0
دسته‌بندی
128
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

تا زآینه زنگ را کسی نزداید ممکن نبود که قابل نفس آید نفس آینهٔ عقل تو شد پاکش دار کز پاکی تو تو را به تو بنُماید...

1

شمارهٔ ۲

آن باش که دلها به تو مایل گردد تا هرچ بداست از تو زایل گردد اوصاف ذمیمه را زخود بیرون کن تا روح تو در جسم تو کامل گردد...

2

شمارهٔ ۳

مرد آن نبود که ظاهر آرای بود تا در دل و جان مردمش جای بود مردانه درآی و باطن آرایی کن کآن زن باشد که ظاهر آرای بود...

3

شمارهٔ ۴

تا با خودم از عشق خبر نیست مرا جز بر در دل هیچ گذر نیست مرا چون من به میان نیم تُوی حاصل من جز من به تو مانعی دگر نیست م...

4

شمارهٔ ۵

سبحان الله که چه زیانم خود را بر باد هوا همی نشانم خود را نیکان خود را هنوز بد دانستند من نیک بدم و نیک دانم خود را...

5

شمارهٔ ۶

زآن باده که در مجلس آن شاه دهند بی زحمت ساقی به سحرگاه دهند خواهی که کمال معرفت دریابی از خود به درآ تا به خودت راه دهند...

6

شمارهٔ ۷

تا ظن نبری که خوی دد نیست مرا یا آلت جنگ یک دو صد نیست مرا بد زآن نکنم که بد کنم بد باشد واین عادت بد که نیست بد نیست مر...

7

شمارهٔ ۸

یا در راه او به جان طلب معنی را یا کم بکن از سر زبان دعوی را خراز پی آن است که بار تو کشد تا چاکر خر کنی چرا عیسی را...

8

شمارهٔ ۹

می باید ساختن گرت برگ صفاست با نیک و بد و خرد و بزرگ و کژ و راست با آتش و آب و باد باید بودن واندر حرکت چو گرد باید برخا...

9

شمارهٔ ۱۰

بگذار بدی که در من از وی صد نیست چد بد که مرا امید نیکی خود نیست افسوس که خلق را امید نیک است اندر من و سرمایهٔ من جز بد...

10
1/13