الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
تا زآینه زنگ را کسی نزداید ممکن نبود که قابل نفس آید نفس آینهٔ عقل تو شد پاکش دار کز پاکی تو تو را به تو بنُماید...
شمارهٔ ۲
آن باش که دلها به تو مایل گردد تا هرچ بداست از تو زایل گردد اوصاف ذمیمه را زخود بیرون کن تا روح تو در جسم تو کامل گردد...
شمارهٔ ۳
مرد آن نبود که ظاهر آرای بود تا در دل و جان مردمش جای بود مردانه درآی و باطن آرایی کن کآن زن باشد که ظاهر آرای بود...
شمارهٔ ۴
تا با خودم از عشق خبر نیست مرا جز بر در دل هیچ گذر نیست مرا چون من به میان نیم تُوی حاصل من جز من به تو مانعی دگر نیست م...
شمارهٔ ۵
سبحان الله که چه زیانم خود را بر باد هوا همی نشانم خود را نیکان خود را هنوز بد دانستند من نیک بدم و نیک دانم خود را...
شمارهٔ ۶
زآن باده که در مجلس آن شاه دهند بی زحمت ساقی به سحرگاه دهند خواهی که کمال معرفت دریابی از خود به درآ تا به خودت راه دهند...
شمارهٔ ۷
تا ظن نبری که خوی دد نیست مرا یا آلت جنگ یک دو صد نیست مرا بد زآن نکنم که بد کنم بد باشد واین عادت بد که نیست بد نیست مر...
شمارهٔ ۸
یا در راه او به جان طلب معنی را یا کم بکن از سر زبان دعوی را خراز پی آن است که بار تو کشد تا چاکر خر کنی چرا عیسی را...
شمارهٔ ۹
می باید ساختن گرت برگ صفاست با نیک و بد و خرد و بزرگ و کژ و راست با آتش و آب و باد باید بودن واندر حرکت چو گرد باید برخا...
شمارهٔ ۱۰
بگذار بدی که در من از وی صد نیست چد بد که مرا امید نیکی خود نیست افسوس که خلق را امید نیک است اندر من و سرمایهٔ من جز بد...