الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید
از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
با همنفسان دلا دمت همدم نیست در راه حقیقت قدمت محکم نیست موی از سر بوالفضول کم کردی تو لیکن سر مویی زفضولی کم نیست...
شمارهٔ ۲
باید که زجمله خلق تنها گردی آنگه به طریق خرقه پیدا گردی هرگه که به لبس خرقه گردی قانع چون خرقه کفن شود تو رسوا گردی...
شمارهٔ ۳
تا هست به دستت از تصرّف میزان در عین خسارتی و در بحر گمان تا خواری و عزلتت نگردد یکسان از اسب ریاضتت تو زین را مستان...
شمارهٔ ۴
در هستی اگر به عمر نوحی برسی در هر نفسی زو به فتوحی برسی عمری باید که شب به روز آری تو باشد که به صبحی به صبوحی برسی...
شمارهٔ ۵
اصحاب طلب چون به صفایی برسند خواهند کز آنجا به رضایی برسند دست از سر پای وامگیرند از جهد یا سر بنهند یا به جایی برسند...
شمارهٔ ۶
در کار آویز و گفت و گو را بگذار کز گفت نشد هیچ کسی برخوردار از گفت چه سود، کار می باید کرد باری بکنی به که بگویی صد بار...
شمارهٔ ۷
چون از سرِ جِدّ پای نهادی در کار سررشتهٔ خود به دستِ عشقش بسپار میکوش به قدرِ جهد و دل خوش میدار کاو چارهٔ کارِ تو بسا...
شمارهٔ ۸
تا ره نروی به صبحِ منزل نرسی تا جان نکنی به هیچ حاصل نرسی حالِ سگِ اهلِ کهف از نادرههاست تا حل نشوی به حلِ مشکل نرسی...
شمارهٔ ۹
بی نیشِ مگس به نوشِ شهدی نرسی بی جان کنشی به نیکعهدی نرسی ننهاده به جهد هیچ کس را ندهند لیکن بنهاده جز به جهدی نرسی...
شمارهٔ ۱۰
هر چند که تو چارهٔ بهبود کنی آن به که هر آنچ میکنی زود کنی زان میترسم که چون پشیمان گردی آن مایه نماند که بدان سود کنی...