الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه

از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات

0
دسته‌بندی
74
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

خواهی که بیابد دل تو ملک ابد یا کشف شود بر دلت اسرار احد تا آن ساعت که در نهندت به لحد باید که تو آن کنی که گوید «اوحد»...

1

شمارهٔ ۲

پیوسته چو باشی تو به بازی مشغول هرگز بر حق نباشدت هیچ قبول انگار که امروز قیامت برخاست گویند چه کرده ای، چه گویی تو فضول...

2

شمارهٔ ۳

از عمر عزیز خود دریغا که بسی ضایع کردی به هرزه در هر هوسی یک یک نفس از تو می شود بی حاصل آنگه شوی آگه که نماند نفسی...

3

شمارهٔ ۴

گیرم که دل از بدی نمی پالایی باری دل را به بد چه می آلایی عمر تو نفس نفس همی کاهد و تو در هر چه زیان تست می افزایی...

4

شمارهٔ ۵

بستردنی است هر چه بنگاشته ام وافکندنی است هر چه برداشته ام سودا بوده است هر چه پنداشته ام دردا که به عشوه عمر بگذاشته ام...

5

شمارهٔ ۶

هر لحظه دلم در طلب دلداری هر دم بودم با دگری بازاری شد عمر زدست و برنیامد کاری آری چه کنم چنین نهادند کاری...

6

شمارهٔ ۷

یکچند دویدیم نه بر راه صواب برداشته از روی خرد پاک نقاب اکنون که همی باز کنم چشم زخواب هم نامه سیه بینم و هم عمر خراب...

7

شمارهٔ ۸

در عمر درنگ نیست ممکن، بشتاب آن قدر که ممکن است از وی دریاب ترسم که چو خواجه سر برآرد از خواب عمری یابد گذشته و خانه خرا...

8

شمارهٔ ۹

چون رفت رقیب عمر دریاب ای دل زین بیش مکن به لهو اشتاب ای دل از دست برفت عمر دریاب ای دل ور مرده نئی درآی از خواب ای دل...

9

شمارهٔ ۱۰

دردا که به هرزه زندگانی بگذشت وندر شب غم روز جوانی بگذشت افسوس که عمرم که ازو هر نفسی صد جان ارزد به رایگانی بگذشت...

10
1/8