الباب الثانی عشر: فی الوصیة و الاسف علی مافات و ذکر الفناء و البقاء و ذکر مرتبته و وصف حالته رضی الله عنه
از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
خواهی که بیابد دل تو ملک ابد یا کشف شود بر دلت اسرار احد تا آن ساعت که در نهندت به لحد باید که تو آن کنی که گوید «اوحد»...
شمارهٔ ۲
پیوسته چو باشی تو به بازی مشغول هرگز بر حق نباشدت هیچ قبول انگار که امروز قیامت برخاست گویند چه کرده ای، چه گویی تو فضول...
شمارهٔ ۳
از عمر عزیز خود دریغا که بسی ضایع کردی به هرزه در هر هوسی یک یک نفس از تو می شود بی حاصل آنگه شوی آگه که نماند نفسی...
شمارهٔ ۴
گیرم که دل از بدی نمی پالایی باری دل را به بد چه می آلایی عمر تو نفس نفس همی کاهد و تو در هر چه زیان تست می افزایی...
شمارهٔ ۵
بستردنی است هر چه بنگاشته ام وافکندنی است هر چه برداشته ام سودا بوده است هر چه پنداشته ام دردا که به عشوه عمر بگذاشته ام...
شمارهٔ ۶
هر لحظه دلم در طلب دلداری هر دم بودم با دگری بازاری شد عمر زدست و برنیامد کاری آری چه کنم چنین نهادند کاری...
شمارهٔ ۷
یکچند دویدیم نه بر راه صواب برداشته از روی خرد پاک نقاب اکنون که همی باز کنم چشم زخواب هم نامه سیه بینم و هم عمر خراب...
شمارهٔ ۸
در عمر درنگ نیست ممکن، بشتاب آن قدر که ممکن است از وی دریاب ترسم که چو خواجه سر برآرد از خواب عمری یابد گذشته و خانه خرا...
شمارهٔ ۹
چون رفت رقیب عمر دریاب ای دل زین بیش مکن به لهو اشتاب ای دل از دست برفت عمر دریاب ای دل ور مرده نئی درآی از خواب ای دل...
شمارهٔ ۱۰
دردا که به هرزه زندگانی بگذشت وندر شب غم روز جوانی بگذشت افسوس که عمرم که ازو هر نفسی صد جان ارزد به رایگانی بگذشت...