الباب التاسع: فی السفر و الوداع

از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات

0
دسته‌بندی
51
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

هر کس که سفر کرد پسندیده شود پیش همه کس چو مردم دیده شود از آب لطیف تر نباشد چیزی لیکن چو مقام کرد گندیده شود...

1

شمارهٔ ۲

جز دُرد سفر دلم نمی آشامد دل را دگر آبی به جهان باز آمد گویند به هر جا که رسم زآمد و شد کان «اوحد» سودا زده ام باز آمد...

2

شمارهٔ ۳

اینجا اگرم کار به فرهنگ نشد آخر قدم روان من لنگ نشد من نیز به جانبی دگر رخت کشم مردم بنمردند و جهان تنگ نشد...

3

شمارهٔ ۴

تا در سر من فتاد سودای وداع از گریه مرا نماند پروای وداع هنگام وداع اگر نبودی، اشکم از سوز دلم بس.؟؟؟؟ی جای وداع...

4

شمارهٔ ۵

هر بازو را زور کمان تو کجاست وین سخت کمان چه درخور بازوی ماست از ما زر و زور و بازو البته مجوی کانجا زر و زور و بازو ار ...

5

شمارهٔ ۶

در عشق دل خراب چتواند کرد بی خویشتنی صواب چتواند کرد انصاف بده که ذرّهٔ سایهٔ محض در پرتو آفتاب چتواند کرد...

6

شمارهٔ ۷

ای دل به سری پر زهوس چتوان کرد نه پایگهی نه دسترس، چتوان کرد یک دم نفست چو برنیاری با او تو یک نفسی به یک نفس چتوان کرد...

7

شمارهٔ ۸

کس مشکل اسرار حقیقت نگشاد کس یک قدم از نهاد بیرون ننهاد چون در نگری زمبتدی و استاد عجز است به دست هر که از مادر زاد...

8

شمارهٔ ۹

رویی نه که از هوای او بگریزم پشتی نه که با فراق او بستیزم صبری نه که با وصال او بنشینم برگی نه که چست از سر او برخیزم...

9

شمارهٔ ۱۰

هر چند به دل سوختهٔ درد توَم حاشا که گمان برم که من مرد توَم فی الجمله مرا لطف تو در کار آورد ورنه من بیچاره کجا مرد توَ...

10
1/6