رباعیات الحاقی

از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات

0
دسته‌بندی
83
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

درویش چو صابری است کامش بادا مَه چاکر، خورشید غلامش بادا هر درویشی که قوت یومش باشد گر کدیه کند خرقه حرامش بادا...

1

شمارهٔ ۲

هجرانت بدان صفت [که] بگداخت مرا جان نستد و رحم کرد، بنواخت مرا چون دید رخ زرد و دل پر غم من کآمد اجل و بدید و نشناخت مرا...

2

شمارهٔ ۳

آن کس که بنا نهاد این ایوان را و این طاق روان گنبد گردان را انگشت شکر در دهن کس ننهاد تا باز نکرد زهر قاتل آن را...

3

شمارهٔ ۴

عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت دل خون شد و عقل رفت و صبرم بگریخت زاین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت جز دیده که هر چه داشت د...

4

شمارهٔ ۵

آن را که زبان و سینه یکتاست کجاست بر شرع وفا و سیرت راست کجاست آن چشم که عیب دیگران بیند هست چشمی که به عیب خویش بیناست ...

5

شمارهٔ ۶

چون تیر اجل رسد سپرها هیچ است این محتشمی و زور و زرها هیچ است تا بتوانی دست ز نیکی بمدار نیکی نیک است آن دگرها هیچ است...

6

شمارهٔ ۷

ذاتم ز ورای حرف و بیرون ز حد است وز چشمهٔ لطف آب حیاتم مدد است علّت ز احد به اوحد آمد حرفی علت بگذار کاینک اوحد احد است...

7

شمارهٔ ۸

ای آمدهٔ به وعده بازآمده راست بر دیده نشین که جات بر دیدهٔ ماست شکر تو به سالها کجا دانم گفت عذر تو به عمرها کجا دانم خو...

8

شمارهٔ ۹

عشقت صنما مجاور دیدهٔ ماست جز عشق تو هرچه هست بیگانهٔ ماست هرگونه که هست با غمت می‌سازم زیرا که غمت حریف دیرینهٔ ماست...

9

شمارهٔ ۱۰

زین گونه که حال ناپسندیدهٔ ماست حسن رخ او نه درخور دیدهٔ ماست اومیدی اگر در دل شوریدهٔ ماست سوداست که در دماغ پوسیدهٔ ما...

10
1/9