رباعیات الحاقی
از مجموعه اشعار اوحدالدین کرمانی در دیوان رباعیات
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
درویش چو صابری است کامش بادا مَه چاکر، خورشید غلامش بادا هر درویشی که قوت یومش باشد گر کدیه کند خرقه حرامش بادا...
شمارهٔ ۲
هجرانت بدان صفت [که] بگداخت مرا جان نستد و رحم کرد، بنواخت مرا چون دید رخ زرد و دل پر غم من کآمد اجل و بدید و نشناخت مرا...
شمارهٔ ۳
آن کس که بنا نهاد این ایوان را و این طاق روان گنبد گردان را انگشت شکر در دهن کس ننهاد تا باز نکرد زهر قاتل آن را...
شمارهٔ ۴
عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بیخت دل خون شد و عقل رفت و صبرم بگریخت زاین واقعه هیچ دوست دستم نگرفت جز دیده که هر چه داشت د...
شمارهٔ ۵
آن را که زبان و سینه یکتاست کجاست بر شرع وفا و سیرت راست کجاست آن چشم که عیب دیگران بیند هست چشمی که به عیب خویش بیناست ...
شمارهٔ ۶
چون تیر اجل رسد سپرها هیچ است این محتشمی و زور و زرها هیچ است تا بتوانی دست ز نیکی بمدار نیکی نیک است آن دگرها هیچ است...
شمارهٔ ۷
ذاتم ز ورای حرف و بیرون ز حد است وز چشمهٔ لطف آب حیاتم مدد است علّت ز احد به اوحد آمد حرفی علت بگذار کاینک اوحد احد است...
شمارهٔ ۸
ای آمدهٔ به وعده بازآمده راست بر دیده نشین که جات بر دیدهٔ ماست شکر تو به سالها کجا دانم گفت عذر تو به عمرها کجا دانم خو...
شمارهٔ ۹
عشقت صنما مجاور دیدهٔ ماست جز عشق تو هرچه هست بیگانهٔ ماست هرگونه که هست با غمت میسازم زیرا که غمت حریف دیرینهٔ ماست...
شمارهٔ ۱۰
زین گونه که حال ناپسندیدهٔ ماست حسن رخ او نه درخور دیدهٔ ماست اومیدی اگر در دل شوریدهٔ ماست سوداست که در دماغ پوسیدهٔ ما...