قصاید
از مجموعه اشعار پروین اعتصامی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قصیدهٔ شمارهٔ ۱
ای دل عبث مخور غم دنیا را فکرت مکن نیامده فردا را کنج قفس چو نیک بیندیشی چون گلشن است مرغ شکیبا را بشکاف خاک را و ببین آ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۲
کار مده نفس تبه کار را در صف گل جا مده این خار را کشته نکودار که موش هوی خورده بسی خوشه و خروار را چرخ و زمین بندهٔ تدبی...
قصیدهٔ شمارهٔ ۳
رهاییت باید، رها کن جهان را نگه دار ز آلودگی پاکجان را به سر برشو این گنبد آبگون را به هم بشکن این طبل خالیمیان را گذش...
قصیدهٔ شمارهٔ ۴
یکی پرسید از سقراط کز مردن چه خواندستی؟ بگفت ای بیخبر، مرگ از چه نامی زندگانی را؟ اگر زین خاکدان پست روزی بر پری بینی ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۵
ای کنده سیل فتنه ز بنیادت وی داده باد حادثه بر بادت در دام روزگار چرا چونان شد پایبند، خاطر آزادت تنها نه خفتن است و تن ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۶
ای دل، فلک سفله کجمدار است صد بیم خزانش بهر بهار است باغی که در آن آشیانه کردی منزلگه صیاد جانشکار است از بدسری روزگار ب...
قصیدهٔ شمارهٔ ۷
آهوی روزگار نه آهوست، اژدر است آب هوی و حرص نه آبست، آذر است زاغ سپهر، گوهر پاک بسی وجود بنهفت زیر خاک و ندانست گوهر است...
قصیدهٔ شمارهٔ ۸
ای عجب! این راه نه راه خداست زانکه در آن اهرمنی رهنماست قافله بس رفت از این راه، لیک کس نشد آگاه که مقصد کجاست راهروانی ...
قصیدهٔ شمارهٔ ۹
گویند عارفان هنر و علم کیمیاست وان مس که گشت همسر این کیمیا طلاست فرخنده طائری که بدین بال و پر پرد همدوش مرغ دولت و همع...
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰
شالودهٔ کاخ جهان بر آبست تا چشم بهم بر زنی خرابست ایمن چه نشینی درین سفینه کاین بحر همیشه در انقلابست افسونگر چرخ کبود ه...