باب چهارم در تواضع

از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در بوستان

0
دسته‌بندی
28
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - سر آغاز

ز خاک آفریدت خداوند پاک پس ای بنده افتادگی کن چو خاک حریص و جهان سوز و سرکش مباش ز خاک آفریدندت آتش مباش چو گردن کشید آت...

1

بخش ۲ - حکایت در این معنی

یکی قطره باران ز ابری چکید خجل شد چو پهنای دریا بدید که جایی که دریاست من کیستم؟ گر او هست حقا که من نیستم چو خود را به ...

2

بخش ۳ - حکایت در معنی نظر مردان در خود به حقارت

جوانی خردمندِ پاکیزه‌بوم ز دریا بر آمد به دربندِ روم در او فضل دیدند و فقر و تمیز نهادند رختش به جایی عزیز سرِ صالحان گف...

3

بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی

شنیدم که وقتی سحرگاه عید ز گرمابه آمد برون بایزید یکی تشت خاکسترش بی‌خبر فرو ریختند از سرایی به سر همی‌گفت شولیده دستار ...

4

بخش ۵ - حکایت عیسی (ع) و عابد و ناپارسا

شنیدستم از راویان کلام که در عهد عیسی علیه‌السلام یکی زندگانی تلف کرده بود به جهل و ضلالت سر آورده بود دلیری سیه نامه‌ای...

5

بخش ۶ - حکایت دانشمند

فقیهی کهن جامهٔ تنگدست در ایوان قاضی به صف بر نشست نگه کرد قاضی در او تیز تیز معرف گرفت آستینش که خیز ندانی که برتر مقام...

6

بخش ۷ - حکایت توبه کردن ملک زادهٔ گنجه

یکی پادشه‌زاده در گنجه بود که دور از تو ناپاک و سرپنجه بود به مسجد در آمد سرایان و مست می اندر سر و ساتکینی به دست به مق...

7

بخش ۸ - حکایت

شکر خنده‌ای انگبین می‌فروخت که دلها ز شیرینیش می‌بسوخت نباتی میان بسته چون نیشکر بر او مشتری از مگس بیشتر گر او زهر بردا...

8

بخش ۹ - حکایت در معنی تواضع نیکمردان

شنیدم که فرزانه‌ای حق پرست گریبان گرفتش یکی رند مست از آن تیره دل مرد صافی درون قفا خورد و سر بر نکرد از سکون یکی گفتش آ...

9

بخش ۱۰ - حکایت در معنی عزت نفس مردان

سگی پای صحرانشینی گزید به خشمی که زهرش ز دندان چکید شب از درد بیچاره خوابش نبرد به خیل اندرش دختری بود خرد پدر را جفا کر...

10
1/3