باب دوم در احسان
از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در بوستان
فهرست اشعار
بخش ۱ - سر آغاز
اگر هوشمندی به معنی گرای که معنی بماند ز صورت به جای که را دانش و جود و تقوی نبود به صورت درش هیچ معنی نبود کسی خسبد آسو...
بخش ۲ - گفتار اندر نواخت ضعیفان
پدرمرده را سایه بر سر فکن غبارش بیفشان و خارش بکن ندانی چه بودش فرو مانده سخت؟ بود تازه بی بیخ هرگز درخت؟ چو بینی یتیمی ...
بخش ۳ - حکایت ابراهیم علیهالسلام
شنیدم که یک هفته ابنالسبیل نیامد به مهمانسرای خلیل ز فرخنده خویی نخوردی بگاه مگر بینوایی در آید ز راه برون رفت و هر جان...
بخش ۴ - گفتار اندر احسان با نیک و بد
گره بر سر بند احسان مزن که این زرق و شید است و آن مکر و فن زیان میکند مرد تفسیردان که علم و ادب میفروشد به نان کجا عق...
بخش ۵ - حکایتِ عابد با شوخدیده
زباندانی آمد به صاحبدلی که محکم فروماندهام در گلی یکی سِفله را ده درم بر من است که دانگی از او بر دلم ده من است همه شب...
بخش ۶ - حکایت ممسک و فرزند ناخلف
یکی رفت و دینار از او صد هزار خلف برد صاحبدلی هوشیار نه چون ممسکان دست بر زر گرفت چو آزادگان دست از او بر گرفت ز درویش خ...
بخش ۷ - حکایت
بزارید وقتی زنی پیش شوی که دیگر مخر نان ز بقال کوی به بازار گندمفروشان گرای که این جوفروشیست گندمنمای نه از مشتری،...
بخش ۸ - حکایت
شنیدم که پیری به راه حجاز به هر خُطْوه کردی دو رکعت نماز چنان گرم رو در طریق خدای که خار مغیلان نَکَندی ز پای به آخر ز و...
بخش ۹ - حکایت
به سرهنگ سلطان چنین گفت زن که خیز ای مبارک در رزق زن برو تا ز خوانت نصیبی دهند که فرزندکانت نظر بر رهند بگفتا بود مطبخ ا...
بخش ۱۰ - حکایت کرم مردان صاحبدل
یکی را کرم بود و قوت نبود کفافش به قدر مروت نبود که سفله خداوند هستی مباد جوانمرد را تنگدستی مباد کسی را که همت بلند اوف...