باب پنجم در رضا

از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در بوستان

0
دسته‌بندی
15
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - سر آغاز

شبی زیت فکرت همی سوختم چراغ بلاغت می افروختم پراکنده گویی حدیثم شنید جز احسنت گفتن طریقی ندید هم از خبث نوعی در آن درج ک...

1

بخش ۲ - حکایت

مرا در سپاهان یکی یار بود که جنگاور و شوخ و عیار بود مدامش به خون دست و خنجر خضاب بر آتشْ دل‌ِ خصم از او چون کباب ندیدمش...

2

بخش ۳ - حکایت تیرانداز اردبیلی

یکی آهنین پنجه در اردبیل همی بگذرانید پیلک ز پیل نمد پوشی آمد به جنگش فراز جوانی جهان سوز پیکار ساز به پرخاش جستن چو بهر...

3

بخش ۴ - حکایت طبیب و کرد

شبی کُردی از دردِ پهلو نخفت طبیبی در آن ناحیت بود و گفت از این دست کاو برگ رَز می‌خورد عجب دارم ار شب به پایان بَرَد که ...

4

بخش ۵ - حکایت

یکی روستایی سقط شد خرش علم کرد بر تاک بستان سرش جهاندیده پیری بر او بر گذشت چنین گفت خندان به ناطور دشت مپندار جان پدر ک...

5

بخش ۶ - حکایت

شنیدم که دیناری از مفلسی بیفتاد و مسکین بجستش بسی به آخر سر ناامیدی بتافت یکی دیگرش ناطلب کرده یافت به بدبختی و نیکبختی ...

6

بخش ۷ - حکایت

فرو کوفت پیری پسر را به چوب بگفت ای پدر بی گناهم مکوب توان بر تو از جور مردم گریست ولی چون تو جورم کنی چاره چیست؟ به داو...

7

بخش ۸ - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر

بلند اختری نام او بختیار قوی دستگه بود و سرمایه‌دار به کوی گدایان درش خانه بود زرش همچو گندم به پیمانه بود چو درویش بیند...

8

بخش ۹ - حکایت

یکی پیرِ درویش در خاک کیش چه خوش گفت با همسر زشت خویش چو دست قضا زشت‌رویت سرشت میندای گلگونه بر روی زشت‌ که حاصل کند نیک...

9

بخش ۱۰ - حکایت کرکس با زغن

چنین گفت پیش زغن کرکسی که نبود ز من دوربین‌تر کسی زغن گفت از این در نشاید گذشت بیا تا چه بینی بر اطراف دشت شنیدم که مقدا...

10
1/2