باب سوم در عشق و مستی و شور
از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در بوستان
فهرست اشعار
بخش ۱ - سرآغاز
خوشا وقت شوریدگان غمش اگر زخم بینند و گر مرهمش گدایانی از پادشاهی نفور به امّیدْش اندر گدایی صبور دمادم شراب الم در کشند...
بخش ۲ - تقریر عشق مجازی و قوت آن
تو را عشقِ همچون خودی ز آب و گل رباید همی صبر و آرام دل به بیداریش فتنه بر خَد و خال به خواب اندرش پای بند خیال به صدقش ...
بخش ۳ - در محبت روحانی
چو عشقی که بنیاد آن بر هواست چنین فتنهانگیز و فرمانرواست، عجب داری از سالکان طریق که باشند در بحر معنی غریق؟ به سودای ج...
بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق
شنیدم که وقتی گدازادهای نظر داشت با پادشازادهای همیرفت و میپخت سودای خام خیالش فرو برده دندان به کام ز میدانش خالی ن...
بخش ۵ - حکایت در معنی اهل محبت
شنیدم که بر لحن خنیاگری به رقص اندر آمد پری پیکری ز دلهای شوریده پیرامنش گرفت آتش شمع در دامنش پراکنده خاطر شد و خشمناک ...
بخش ۶ - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق
یکی شاهدی در سمرقند داشت که گفتی به جای سمر قند داشت جمالی گرو برده از آفتاب ز شوخیش بنیاد تقوی خراب تعالی الله از حسن ت...
بخش ۷ - حکایت در فدا شدن اهل محبت و غنیمت شمردن
یکی تشنه میگفت و جان میسپرد خنک نیکبختی که در آب مرد بدو گفت نابالغی کای عجب چو مُردی چه سیراب و چه خشک لب بگفتا نه آخ...
بخش ۸ - حکایت صبر و ثبات روندگان
چنین نقل دارم ز مردان راه فقیران منعم، گدایان شاه که پیری به دریوزه شد بامداد در مسجدی دید و آواز داد یکی گفتش این خانهٔ...
بخش ۹ - حکایت
شنیدم که پیری شبی زنده داشت سحر دست حاجت به حق بر فراشت یکی هاتف انداخت در گوش پیر که «بیحاصلی، رو سر خویش گیر بر این...
بخش ۱۰ - حکایت
یکی در نشابور دانی چه گفت چو فرزندش از فرض خفتن بخفت؟ توقع مدار ای پسر گر کسی که بی سعی هرگز به جایی رسی سمیلان چو می بر...