قطعات
از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
قطعه شمارهٔ ۱
مَتیٰ حَلَلْتَ بِشیراز یا نَسیمَ الصُّبْح خُذِ الْکِتابَ وَ بَلِّغْ سَلامیَ الْأَحْباب اگر چه صبرِ من از روی دوست ممکن ن...
قطعه شمارهٔ ۲
گر مرا بیتو در بهشت برند دیده از دیدنش بخواهم دوخت کاین چنینم خدای وعده نکرد که مرا در بهشت باید سوخت...
قطعه شمارهٔ ۳
گفتم چه کردهام که نگاهم نمیکنی؟ وآن دوستی که داشتی اول چرا کم است؟ گفتا به جرم آنکه به هفتاد سالگی سودای سور میپزی و ...
قطعه شمارهٔ ۴ - پیداست که آخرالزمان است!
آشفتن چشمهای مستت دود دل یار مهربانست وین طرفه که درد چشم او را خونابه ز چشم ما روانست دو فتنه به یک قرینه برخاست پیداس...
قطعه شمارهٔ ۵
خوب را گو پلاس در بر کن که همان لعبت نگارینست زشت را گو هزار حله بپوش که همان مردهشوی پارینست...
قطعه شمارهٔ ۶
در قطرهٔ باران بهاری چه توان گفت؟ در نافهٔ آهوی تتاری چه توان گفت؟ گر در همه چیزی صفت و نعت بگنجد در صورت و معنی که تو د...
قطعه شمارهٔ ۷ - سعدی از معشوق به ممدوح نمیپردازد
سخن عشق حرامست بر آن بیهده گوی که چو ده بیت غزل گفت مدیح آغازد حبذا همت سعدی و سخن گفتن او که ز معشوق به ممدوح نمیپرداز...
قطعه شمارهٔ ۸
من بگویم ندیدهام دهنی کز دهان تو تنگتر باشد تنگتر زین دهان فراخ ولیک نه همه تنگها شکر باشد...
قطعه شمارهٔ ۹
کوه عنبر نشسته بر زنخش راست گویی بهیست مشکآلود گر به چنگال صوفیان افتد ندهندش مگر به شفتالود...
قطعه شمارهٔ ۱۰
تو آن نهای که به جور از تو روی برپیچند گناه تست و من استادهام به استغفار مرا غبار تو هرگز اثر کند در دل که خاکپای توام...