غزلیات
از مجموعه اشعار سعدی شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
غزل شمارهٔ ۱
اول دفتر به نام ایزد دانا صانِعِ پروردگارِ حیّ توانا اکبر و اعظم، خدای عالم و آدم صورت خوب آفرید و سیرت زیبا از در بخشند...
غزل شمارهٔ ۲
ای نفسِ خرّمِ بادِ صبا از برِ یار آمدهای، مرحبا! قافلهٔ شب! چه شنیدی ز صبح؟ مرغِ سلیمان! چه خبر از سبا؟ بر سرِ خشم است ...
غزل شمارهٔ ۳
روی تو خوش مینماید آینهٔ ما کآینه پاکیزه است و روی تو زیبا چون می روشن در آبگینهٔ صافی خویِ جمیل از جمالِ روی تو پیدا ه...
غزل شمارهٔ ۴
اگر تو فارغی از حال دوستان یارا فراغت از تو میسّر نمیشود ما را تو را در آینه دیدن جمالِ طَلعتِ خویش بیان کند که چه بوده...
غزل شمارهٔ ۵
شب فراق نخواهم دَواج دیبا را که شبدراز بُوَد خوابگاه تنها را ز دست رفتن دیوانه عاقلان دانند که احتمال نماندست ناشکیبا ر...
غزل شمارهٔ ۶
پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را اللَه اللَه تو فراموش مکن صحبت ما را قیمت عشق نداند قدم صدق ندارد سستعهدی که تحمل نکند...
غزل شمارهٔ ۷
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا گر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را باری به چشم احسان در حال ما نظر کن کز خوان پادشاهان راح...
غزل شمارهٔ ۸
ز اندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را اول مرا سیراب کن وآنگه بده اصحاب را من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از ...
غزلِ شمارهٔ ۹
گر ماهِ من برافکنَد از رخ نقاب را برقع فروهلد به جمال آفتاب را گویی دو چشمِ جادویِ عابدفریبِ او بر چشمِ من به سِحر ببستن...
غزل شمارهٔ ۱۰
با جوانی سر خوش است این پیر بی تدبیر را جهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را من که با مویی به قوّت برنیایم ای عجب با یکی ...